با نام و یاد پروردگار

در مهر ماه 1360 در هنگام تدارک حمله بازی دراز بود که با یک روحانی جوان خوش برخورد و با اخلاق آشنا می شوم.و اوکسی نیست به جز شیخ محمود غفاری.

 این روحانی خوش مشرب اکنون با این یگان متشکل از گردان نه سپاه و تعداد زیادی  از نخبگان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی به عنوان دیدبان همکاری دارد.قبل از این هم به عنوان دیدبان در نیروی زمینی ارتش انجام وظیفه مینمود. حاج آقا غفاری در کنار وظیفه دیده بانی و همچنین نقش اصلیش که ارشاد وهدایت مذهبی افراد است.یک روحانی سرشار از طراوت است  او همواره با شوخی های مختلف و با رفتار مهربانانه خود همه افراد یگان را به سوی خود جذب میکند.از زمان استقرار در شیشه را وحرکت به سمت ارتفاعات بازی دراز ،حمله به عراقیها و بازپس گیری ارتفاعات 1100 و 1150 صخره ای با فرماندهی حاج محسن وزوایی، بیش از یک روز نمی گذرد که من مجروح شده وبه کرمانشاه و سپس به تهران اعزام میشوم.در این عملیات که تاچند روز بعد ادامه یافته و منجر به پیروزی  رزمندگان دفاع مقدس شده و ارتفاعات بازی دراز باز پس گیری می شود.تعداد زیادی از برادران گردان 9 سپاه وهمچنین دلاورمردان نیروی زمینی ارتش مجروح و شهید می شوند. از آن تاریخ ویگر از سرنوشت دوستان و همرزمان اطلاع دقیقی ندارم.اما امروز در قطعه24 بهشت زهرا به طور اتفاقی به طرف مرقد شهیدی کشانیده می شوم. با کمال تعجب به ناگهان خاطرات 34 سال قبل یاداوری می شود.و اوکسی نیست مگر روحانی شیخ محمود غفاری.مقام تمامی شهدا متعالی باد.