قصه ی غصه ها
یکی بود یکی نبود .ازقدیم ندیما یه روستای بزرگی بود .مردم به کشاورزی و رعیتی و دامداری زندگی رو سر میکردند.مردم نجیب و شریفی بودند. هر محله ای کد خدایی و خانی داشت.
ادامه داستان را در پایین بخوانید 👇😢
یکی بود یکی نبود .ازقدیم ندیما یه روستای بزرگی بود .مردم به کشاورزی و رعیتی و دامداری زندگی رو سر میکردند.مردم نجیب و شریفی بودند. هر محله ای کد خدایی و خانی داشت.
ادامه داستان را در پایین بخوانید 👇😢
سلام به اعضای محترم شبکه اجتماعی احیاگران سرزمین پدری. مدتی پیش یکی از بزرگواران لطف کرده بنده حقیر را در این گروه گنجانده است. از اینکه افرادی با این کمیت (404نفری) در این گروه گرد آمده اند باعث بس مباهات و خوشحالی است.نیروی بالقوه ای که اگر بالافعل شود می تواند کارهای مهمی برای توسعه وآبادانی سرزمین پدری بردارد.مطالب پیوست شده نیز آنقدر گوناگون و گاه تکراری است که به نظر نمیرسد در مورد احیا سرزمین پدری ویا توسعه و پیشرفت آن کار مهمی انجام شود. در مورد معادن سنگ هم که اینروزها مطالب زیادی عنوان میشودکه هرچه در مورد مضرات آن برای شهر طرق رود گفته شود کم است.به نظر می رسد که اکثر مطالب غیر کارشناسانه و بی فایده باشد. جر بحث های دونفری یا چند نفری توهین به معدن داران و معدن چیان یا کارگذاران و کارگران آنها نه تنها مشکلی راحل نمی کند بلکه موجب خراب شدن وجه اعضای شبکه اجتماعی میشود. جر و بحثهای دو نفری غیر کارشناسانه وغیر مدلل می تواند باعث دلخوری و رفع حرمت اعضای شبکه اجتماعی شود.تعداد مطالب ارائه شده آنقدر زیاد است که خیلی زود از جلوی چشم اعضا رد شده و خیلی ها حتی مطالب را نمی توانند ببینند.پس برای مفیدتر شدن این شبکه اجتماعی و پیشنهاد اعضا باید فکری کرد. اگر دوست دارید وحوصله دارید که بیشتر بنویسم به بنده بفرمایید.!!!!!
http://asqaremoallem.blogfa.com
این روزها همزمان با روز گرامیداشت معلم، در جای جای شهر تهران پوسترهایی هم از سردار شهید علی اصغر معلم طرقی بر در و دیوارهای مناطق 22گانه تهران دیده می شود. جدش ملا حسن معلم طرقی در زمانی به افراد زیادی از این آب و خاک سواد و قران آموخت.و در روز های پس از انقلاب اسلامی این فرزند خلف از خاندان معلم با رفتار و کردار خود وبا تبعیت از سرور آزادگان جهان آقا اباعبدالله و اسلاف او چون امام خمینی به همه درس ادب و آزادگی و ایثار و عدم کرنش در مقابل ظالمان و ستمگران و مستکبران را می آموزد. در شهریور 61 که توانست یک مرخصی کوتاه مدت بگیرد ،برای تکریم و زیارت پدر و مادر به طرق آمد.تا در کارهای روزمره به آنها کمک کوچکی کرده باشد.در همان روزها از فرصتها استفاده کرد و با کمک دوستانش بر در و دیوارهای طرق به شعار نویسی برای تبلیغ اسلام و پیروی از ولایت و رهبری انقلاب نمود.شاید هنوز بعد از 35 سال این شعارها مانند حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله و عبارات استاد شهید مطهری بر بعضی از دیوارهای طرق و مدرسه فیض وغیره دیده شود.
پس از پایان مرخصی بلافاصله به جبهه بازگشت.عملیات مسلم ابن عقیل در جبهه اسلام آباد در ارتفاعات میان تنگ شروع شد.این عملیات چندین روز طول کشید.چندین بار ارتفاعات مرزی مندلی بین رزمندگان اسلام و دشمنان بعثی رد وبدل گردید.سرداران و بزرگانی چون شهید علیرضا موحد وسردار شهید داود قادری نیز در این عملیات نقش فرماندهی محورها را به عهده داشتند.در گشتهای شناسایی این عملیات که تعداد زیادی از رزمندگان اسلام با رشادت وجانفشانی به شهادت رسیدند.شهید علی اصغر معلم به همراه گروه برای عملیات شناسایی دشمن رفته بودند که گرفتار تک دشمن بعثی شدند در سیزدهم مهر ماه همگی شهید شده و بلقا الله رسیدند.از 13 مهر 61 تا 13 اردیبهشت 77 این عزیزان جاویالاثر بودند. بالاخره پیکر این عزیز بوسیله گروه های تحقیق و تفحص شناسایی شد و در سیزدهم اردیبهشت 77پیکر شهید علی اصغر معلم طرقی پس از 16 سال به تهران باز گشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. 16 سالی که برای پدر و مادر مرحومش مانند عمری گذشت.در این شانزده سال هر دم و هر لحظه منتظر بازگشت او بودند پشتهایشان خمیده شد ونور چشمانشان به سو سو افتاد..بی مناسبت نیست که بخشی از وصیتنامه این شهید بزرگوار را برای بر گرفتن درس زندگی برای خود و مسئولین یاد آوری نماییم.
صفحه 4 فرازی از وصیت نامه سردار شهید معلم طرقی:
یک اصل بزرگ که آن وحدت عقیده و ایمان است تکیه گاه امت اسلامی باشد.
" آل عمران" :
شما برترین امت هستیدکه برای مردم بوجود آمده اید"
امر به معروف می کنید و نهی از منکر می نمایید. "آل عمران آیه 104"
از مال گذشتنها از فرزند و عیال و خانمان گذشتنها،اینها باعث این امر گردیده . و حقیقت آن نیز همین است.
ایثار در مرحله ای قرار دارد که هر کس نمی تواند این امر را انجام دهد.
فقط مسلمانان و مومنین مسلم می تواننداین امر را انجام دهند. زیرا وقتی کاری برای خدا باشد،ایثار هم می کند،جان هم می دهد. شهادت و هزارها هزار کار دیگر.
لیکن او تسلیم در برابر خالق، مسئول در برابر سائل است.
اگر واقعا کسی خود را مسئول در مقابل سائلش بداند،دیگر همه چیز حل است. امیدواریم که بتوانیم این مسئولیت عظیم که بر دوش ما است و رسالتی بس بزرگ که میزانش را . می داند بنحو احسن انجام دهیم ان شاا.....
بله این فراز کوچکی از وصیت این شهید والا مقام است. در مقابل خدا خود را مسئول بدانیم.در برابرخالق تسلیم باشیم.وقتی کاری انجام میدهیم برای خدا باشد. نه برای خود نمایی وتعریف وتمجید مخلوق.متاسفانه این روزها از عمل عزیزان شهیددمان فقط نسب پوستر بر در و دیوارها مانده. درصورتی که باید راه آنان وهدف آنان که رسیدن به کمال انسانی و رسیدن به کمال الهی است انجام شود و ادامه یابد.فراموش نکنیم که حتی اگر محل زندگانی این دنیای ما به نیاوران و زعفرانیه والهیه رسید این معیار الهی نیست . این امتحان الهیست. بلکه معیار الهی همان تقوا و همان انسانیت و همان راه آقا امام حسین علیه السلام است. ونه درتنها شعار در پوستر و بر در و دیوار و شعر و شعار در هیات و حسینیه بلکه در عمل خداپسندانه.
قلعه طرقرود
اوووه که چه استواری چه بلندی چه سربلندی.به بلندای تاریخی دوهزار ساله. چه روزهایی بر تو گذشته است. چه داستانها که از شرح حال گذشتگان ننگاشته ای. آری تو قلعه سر افراز طرق رودی.چه خان ها که برتو گذر کردند و در گذشتند.چه رعایا وکشاورزانی که گندمهایشان و جوهایشان و ارزاق روزهای سخت زندگیشان را به تو به امانت سپردند و در روزهای سختی و قحطی باز امانت خود را از تو باز ستاندند. و چه روزهایی که در حمله گردنکشان و غارتگرانی چون نایب حسین کاشی از مردم طرق دفاع کردی و زنها و کودکان ای مرز و بوم را در خود پناه دادی.اکنون آن کشاورزان و رعیتها ی روزگار قدیم درگذشته اند.آن خوانین و کدخداها رفته اند راهزنان وغارتگران آن زمان مرده اند.اما تو هنوز پابرجا و استوار و از آن بالا غارت معدنچیان وسنگبران را مشاهده می کنی.و داستان رنجها و مرارت های این مردم شریف را ثبت می کنی . ما مردم طرقرود در خواب بودیم. در خوابی عمیق که معدنچیان آمدند و شروع به بریدن و بردن و خوردن سنگها کردند.و ما وقتی از خواب بیدار شدیم که دیگر کار از کار گذشته است پیکر طبیعت طرق دارای زخم های عمیقی شده که مرحم گذاری بر آن دیر کارساز می شود. این معدن داران و سنگ بران نیز دیری نخواهد پایید که تمام این گردآورده ها را گذارده و خواهند رفت . و پس از صدها سال تو ای بزرگترین قلعه خشتی استان باز استوار و ما برجایی.