بشویو کییه یه حاله دل واکورو سیخش هاتا کر واکورو
رفتم خونه خال دل وا کنم سیخ به دستم داد تا سوراخ هوای تنور را باز کنم .
آورده اند که در ازمنه قدیم فردی بود که دارای دردسر ها و ناراحتی های زیادی شده بود و از فرط نگرانی مایوس و درمانده شده بود . چون کسی را در اطراف خود نیافت به فکر یکی از آشنایان خویش (خاله ) افتاد و با خود فکر کرد که : بهتر است برای درد دل و کاستن از ناراحتی ها به خانه خاله جان رفته تا با او مشورت نموده و از ناراحتی هایم کاسته شود و بتوانم برای مشکلاتم راه حلی بیابم .
به محض اینکه به خانه خاله رسیدم ، انگار که خاله هم مشکلاتش کم نبود و آنقدر گرفتار کارهای خانه و نانوایی بود که اصلا به حال من توجهی ننموده و به آتش تنور ناقص سوز فکر می کرد. به محض این که مرا دید انگار نیروی کمکی تازه را خدا برای او رسانیده باشد ،گفت خاله این سیخ را بگیر و راه ورودی هوای تنور را باز کن تا آتش تنور خوب شعله ور شود. و از آنجا بود که این ضرب المثل بوجود آمد.
بشو یوو کییه یه حاله دل واکورو سیخش هاتا کر واکورو
گویش طرقی از گویشهای بسیار قدیمی زبان فارسي است كه در این وبلاگ سعی می شود بیشتر مطالب با اين گویش تقديم شود .