به نقل
پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۳ ۸:۴۹



به گزارش نطنزنا ، فرماندار نطنز با اشاره به مقام والای شهدا اظهار کرد: دستیابی به استقلال و عزت کشور، ایستادگی مقتدرانه در مقابل استکبار جهانی و دستیابی به پیشرفت‌ها و فناوری‌های نوین ثمره خون شهداست.
یوسف حسنی ادامه داد: شهدا مایه سرافرازی و افتخار نظام هستند که با نثار جان خود آرامش را به جامعه و مردم ایران هدیه داده‌اند و لازم است تا ادامه‌دهنده راه‌ آنها باشیم.
فرماندار نطنز تصریح کرد: شهدا نماد استقامت و پایداری هستند و همه مردم خصوصا جوانان باید مقاومت و شجاعت را از شهدا الگو بگیرند، لذا با تاکید بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت می‌شود گفت که ترویج این فرهنگ قطعا سبب حفظ و تقویت روحیه شهادت و شهامت در بین جوانان این مرز و بوم خواهد شد.
وی خاطرنشان کرد: هم‌زمان با ۲۸ صفر سالروز رحلت پیامبر اعظم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و با حضور آیت‌الله طباطبایی‌نژاد، امام جمعه اصفهان یادواره سرداران و ۱۱۰ شهید منطقه طرق‌رود برگزار می‌شود.
حسنی اضافه کرد: این مراسم باشکوه هم‌زمان با نماز مغرب و عشا با مداحی علی پوررحیم در حسینیه مرکزی شهر طرق‌رود آغاز و در ادامه با سخنرانی نماینده و امام جمعه اصفهان و تجلیل از خانواده معظم شهدا برگزار خواهد شد.
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

 امسال بیست وهشتم ماه صفر مطابق با  روز رحلت  حضرت  رسول  اکرم ص )  وشهادت  امام حسن مجتبی علیه السلام یکشنبه  سی ام آذر ماهه.خوب روز سه شنبه هم دوم دی ماه مطابق سی ام ماه صفر است که سالگرد شهادت امام هشتم امام رضا علیه السلام است.پس بهتر است مراسم شب یلدا را که یک رسم قشنگ و قدیمی ایرانیان است در روز چهار شنبه یا روز پنج شنبه برگذار کنیم که هم مراسم عزاداری روز 28 صفر مانند سالهای گذشته باشکوه و احترام خاصه برگذار گردیده و هم مراسم شب چله با خوبی وخوشی و بدون تردید و دودلی برگزار گردد. 

همچنین در روز یکشنبه 28 صفر  مراسم اولین یادواره شهدای شهر طرق درمحل حسینیه محله بالا برگذار میگردد. حضور تمامی عزیزان و همشهریان گرامی مسلما باعث رونق و شکوه بیشتر یادواره و دلگرمی و تشویق مسئولین برگذاری این یادواره ارزشمند خواهدگردید.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

اولین یادواره شهدای شهر طرق رود سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 17:42
اینروزه در شهر طرق رود چه خبر؟ 

اینروزها در شهر طرقرود بازهم آسمان آبی . باز هم هوای روشن و آفتابی و بازهم هوای تمیز پر اکسیژن . هوایی که اینروزها در شهرهای بزرگ مانند تهران و اصفهان و اراک و دیگر شهرها بزرگ به ندرت یافت می شود. اینروزه بازهم در شهر طرق رود سکوتی دور ازهیاهوی شهرهی بزرگ . سکوتی دور از غوغای ماشینها .اینروزها در شهر طرق رود بازهم صدای آرامش بخش خش خش برگها در زیر پای اندک حاضران . این روزها کوه با هیبت کرکس هم از برفهای باریده درچند هفته گذشته بی نصیب نیست.اینروزها هوای شهر طرق رود مانند چند هفته گذشته کاملا خنک، در روز دارای هوایی بهاری و درشبها هوای تقریبا سردی را دارد. هوای روز دوشنبه کاملا آفتابی و مطبوع و بهاری . بعد از مراسم ختم مرحومه خانم زیور شکوهی سری به اطراف حسینیه محله بالا زدم که اینروزها به آن حسینیه مرکزی طرق رود اطلاق می شود.  

حسنییه و اطراف آن اینروزها دارای شور و حال خاصی است.آخه در هفته آینده در روز 28 صفر قرار است که یادواره شهدای شهر طرق رود در حسینیه مرکزی طرق رود برگزار شود. به گفته مسئولین برگزاری این یادواره حدود 5 سال است که برای این یادواره برنامه ریزی وتدارک انجام می گیرد. در اطراف حسینیه جلوه های خاصی از جبهه های نبرد حق علیه باطل و روزهای دفاع مقدس تدارک و طراحی گردیده است. زحمت و تلاش مسئولین و پرسنل محترم شهرداری  طرق رود به خوبی مشهود است.به طرف درب ورودی حسینیه رفته و باز بودن درب حسینیه توجهم را جلب می کند .آهسته آهسته و با دودلی وارد حسینیه می شوم. با اندک توجهی می توان شور و حال دست اندرکاران یادواره شهدای شهر طرق رود را مشاهده نمود.نگاه گذرا به اطراف حسینیه می اندازم . منظره ایکه دیده می شود واقعا چشمگیر است و آدم یکه می خورد . در تک تک غرفه های حسینیه آثار و جلوه هایی از 8 سال دفاع مقدس و از جانفشانی ها و رشادتهای رزمندگان اسلام در نبردهای مختلف در روزهای دفاع مقدس چشم انسان را بدنبال خود می کشد.در هر غرفه مطلبی متفاوت با غرقه قبل در قسمت صحنه مرکزی که در قسمت شمالی حسینیه پیش بینی شده نمونه ای از پیکرهای شهدای ومراسم مشایعت آنها بوسیله مردم به صورت نمادین به نمایش گذارده شده است. به گفته یکی از مسئولین حاضر در حسینیه برای تهیه تک تک این جلوه ها تلاش زیادی انجام گردیده است . اما هیچکدام از دست اندرکاران این یادواره اصلا احساس خستگی نمی کنند وبسیار هم راضی و خوشحالند از اینکه بتوانند کاری برای این یادواره انجام دهند. مسئولین برگذاری مراسم ،می گویند که تا چند روز باقی مانده یعنی روز یکشنبه سعی می کنند تا آنجا که ممکن است تمام تلاش خود را انجام دهند تا مدارک لازم در مورد این یادواره کامل تر شده و کار این مراسم به نحو احسنت انجام گیرد.یکی از مسئولین یادواره شهدای شهر طرق رود می گوید باتلاشهایی که انجام شده تاکنون توانسته اند آمار 136 شهید از اهالی طرقرود را شناسایی نموده و امیدوارند که با همکاری همشهریان عزیز این آمار به شکل واقعیش که بیشتر از این است مشخص شود. این عزیزان همچنین تقاضا دارند و توقع دارند که با توجه به اینکه این یادواره اولین دوره برگذاری است، یادواره با استقبال کامل تمامی همشهریان در اقصی نقاط کشور واقع شده و حتی الامکان در روز افتتاحیه در محل حسینیه محله بالا حضور به هم رسانند. تا باعث شکوه و رونق بیش از پیش این یادواره شده و زمینه را برای با شکوه تر شدن یادواره های بعدی باشد. یکی از کارهای دیگری که در دست اقدام و بررسی است شناسایی آزادگان و جانبازان و   ایثارگران شهر طرق رود است که جزئی از برنامه های بعدی این عزیزان است.پس یک شنبه آینده  یعنی 28 صفر وعده ما در حسینیه محله بالا شهر طرق رود.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

اینروزها در شهر طرق رود چه خبر؟ سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 17:40
در روز دوشنبه 24 آذر 93 مراسم  ترحیم مرحومه خانم زیور شکوهی طرقی از ساعت 10 الی 30/11  در مسجد جامع طرق رود برگزار گردید . در این مراسم تعداد زیادی از اهالی شهر طرق رود و بستگان نامبرده شرکت داشتند.همچنین تعداد زیادی از آشنایان و همشهریان و دوستان و بستگان از شهرهای نطنز و بادرود و اصفهان و تهران و کرج در این مراسم حضور یافتند. روحش شاد. 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

خانم زیور شکوهی همسر مرحوم حسین شکوهی درگذشت. سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 10:45
انا لله و انا علیه راجعون. همه از خداییم و عاقبت به سوی او باز می گردیم.

خانم زیور شکوهی همسر مرحوم  حسین شکوهی طرقی از محله بالا شهر طرقرود ،جهان فانی را بدرود گفت و به دیار باقی شتافت.روحش قرین رحمت الهی باد.این واقعه را به تمامی بازماندگان آن مرحومه تسلیت عرض نموده و برای آنها صبر جمیل از خداوند یکتا خواستاریم.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

این روزها از طرق رود چه خبر ؟ سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 21:14
به نام خدا  

اینروزها بازم قسمت شد که سری به طرق بزنم . اولین چیزی که توجه آدم رو جلب می کنه هوای تمیز و آسمان آبی است که در شهر های بزرگ مثل تهران و اصفهان دیگه به راحتی پیداش نمیکنی. همه جا مملو از اکسیژنه . فکر کنم که چنین هوایی کمتر نصیب طرقیهای مهاجر  بشه . از حالا به بعد هر چی گل زعفران کمتر میشه از ساکنین فصلی که برای چیدن گل زعفران اومده بودند هم کمتر میشه . و کم کم به طرف تهران یا سایر شهر ها مثل اصفهان بر می گردند. کوچه ها روز به روز خلوت تر میشه . دیگه با سردتر شدن هوا، توی دشت و کوچه باغها از هم کمتر  آدما رو میتونی ببینی. اما توی هر کوچه باغی تا دلت بخواد مناظر زیبای پاییزی رو میتونی ببینی. رنگهای برگها که وصف زیبایی اون از زبان ادم خارجه . می تونی روی برگها قدم بزنی و صدای زیباهایی طبیعت و خلقت خداوند متعال رو با گوشهات بشنوی.آرامش پیدا کنی . آرامشی که تو قال قیل شهرها و در لابلای سر و  صدای ماشینها در شهر ها هیچ وقت پیدا نمی شه. فقط صدای باد و صدای پرنده ها ،صدای کلاغه و گنجشگها و صدای خش خش برگها ... 

 به نانوایی باغستان بالا می روم.بوی نان تازه از دور به مشام می رسد. بوی آرامش . احمد آقا طبق معمول همیشگی مشغول پختن نان است. مشتری ها این روزها کمتر هستند و نانوایی شلوغ نیست. قبل از من اقایی که اورا نمی شناسم آمده و مشغول جمع آوری نانهایی است که سفارش داده است.  چاق سلامتی می کنم و می گویم احمد آقا بیستا نون هم به من بده.بعد حسن آقا احمدی با موتور از راه می رسد. او هم از محله پایین آمده تا نان تازه بگیرد. حسن آقا می گوید : من هر وقت می خواهم به تهران بروم می آیم اینجا بیست  سی تایی نون می گیرم و با خودم به تهران می برم .آخه این نونها خیلی خوش خوراکه . این نون ها اصلا دور ریز نداره و حتی قسمتهای خمیرش هم تا ذره آخرش خورده میشه . تازه آردش سبوس هم داره .! 

بعد از اونکه نون می گیرم یه بسته نون خشک هم می گیرم . قیمت نان خشک گران تره چون برای پختن آن از شکر و روغن هم استفاده میشه که نون رو خوشمزه تر می کنه .  

بعد از خرید نون لب چشمه گرداب می روم تا مقدار ی آب بنوشم و گالنی را که با خود دارم پر از آب می کنم که برای نوشیدن از آن استفاده کنم. در کنار چشمه گرداب می نشینم و مقداری از آّب گوارای آن می نوشم. صدای شرشر آب که از لابلای سنگها می دوند تا خود را به درختها و به گیاهان در باغها برسانند،واقعا وصف ناپذیرند.آرامشی به انسان میدهند که با هیچ داروی آرام بخشی حاصل نمی شود. این آب کاملا سبک و گوارا و خوش طعم است . از رسوبهای گچ و آهک و غیره هم در آن خبری نیست. 

برگشتنه از کنار امام زاده رد می شوم و برای آمرزش اموات فاتحه ای قراءت می کنم . بلوار یحیی آباد به طرق که اسفالت شده است به زیبایی شهر طرق رود افزوده است . در کنار بند طرقرود تعدادی کارگر و استاد سنگ کار را می بینی که مشغول کار سنگکاری و سنگفرش ساحل جنوبی آب بند مرکزی طرق هستند. فعالیت و اقدامات شهرداری برای زیبا سازی اطراف بند مثال زدنی است.انگار که شهرداری طرق خود را آماده می کند که از مسافران و گردشگران نوروز استقبال کند. آخه در عید نوروز تعداد زیادی گردشگران محلی و غیر محلی در کنار گذر گاه بند جمع می شوند تا زیباییهای بند پر آب را و ارتفاعات پوشیده از برف کوه کرکس را تماشا کنند. 

 در خیابان سنگفرش باغشوره به طرف قلعه دو رفتگر زحمتکش شهردار مشغول جارو زدن برگهای پاییزی هستند. هنوز جارو زدن برگها از قسمتی از خیابان سنگفرش تمام نشده است که با وزش یک باد پاییزی مقدار زیاد برگ از چنارهای مجاور بند در باغشوره بر زمین می ریزد و رفتگران زحمتکش ر ا مجبور می کند که یکبار دیگر کار خود را تکرار کنند. با اینکه در دهه اول محرم بارشهای خوبی اتفاق افتاد آب بند نسبت به یکی دوهفته قبل کمتر شده است. در اوایل محرم مقدار آب بند بیشتر بود و درکنار مرغابی ها و اردکهای محلی که بوسیله شهرداری در بند ریخته شده اند تعداد زیادی از پرندگان مهاجر که در فصل زمستان احتمالا از صحراهای سیبری به طرف نواحی معتدل جنوب ایران مهاجرت می کنند،در بند فرود امده در کنار اردکها و مرغابی مشغول پرواز و آبتنی و پیدا کردن غذا و ماهی در آب بند بودند . همچنین دو لک لک سفید زیبا هم درکنار آنها دیده میشد که در داخل بند اینطرف و آنطرف رفته و دنبال غذا می گشتند.اما اینروزها دیگر از آن پرندگان مهاجر و همچنین از آن لک لکها خبری نیست . انگار باسردشدن هوا آنها هم با ادامه مهاجرت خود به طرف جنوب ،بند را ترک کرده اند. تعدادی عکس و فیلم از این  پرندگان تهیه کرده ام که در اگر امکانات فنی یاری کند آنها را در وبلاگ قرار خواهم داد.  

چهار سامون هم که کاملا خشک است و انتظار باران های پاییزی را می کشد  تا سیراب شود.  

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

تاریخ تولد و محل شهادت شهید علیرضا جعفر یحیی سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 19:59
شهید علیرضا جعفری یحیی فرزند استاد امیر بنا از اهالی باغستان پایین شهر طرقرود: 

تاریخ تولد:      بیستم فروردین ماه سال هزار و سیصد و چهل وشش   20/1/1346 

تاریخ شهادت: پنجم  دی ماه هزار و سیصد و شصت و پنج                 5/10/1365

محل شهادت: شلمچه  

مقامش متعالی و روحش قرین رحمت الهی باد.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

شهيد عليرضا جعفريحيي طرقي  

 

فرزندي رشيد و والا مقام از ولايت طرقرود 

نام پدر :مرحوم استاد امير جعفر يحيي طرقي از اهالي محترم باغستان پايين طرقرود است كه عمر پر بار خود را به شغل بنايي در نهران گذراند.

نام مادر : بانو محترم جعفر يحيي از اهالي محترم محله باغستان پايين طرقرود 

حسين جعفري يحيي در خانواده اي مذهبي در جنوب تهران به دنيا آمد. دوران كودكي او در خانواده اي مهربان و خون گرم درشوش شرقي در محله لب خط گذشت با اینکه محله لب خطدر زمان رژیم پهلوی از محله های پر حاشیه ویکی از مراکزنشر مواد مخدر ومعتادین تهران بود اما علیرضا پاک وبا صفا و با اخلاق رشد کرد تا بعدها به یکی از الگوهای و اسوه های انقلاب اسلامی تبدیل شود.آری علیرضا به این ترتیب  بزرگ شد. 

هنوز به سن سربازي نرسيده بود كه جنگ تحميلي آغاز گرديد.در دوران جنگ تحميلي به صورت داوطلب در جبهه هاي جنگ تحميلي حضور يافت. در ابتداي جنگ تحميلي به لقآ الله پيوست.انشاءالله كه مقامش متعالي و در روز حشر شفيع ما زيان ديدگان  گردد.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

 السلام علیک یا اباعبدلله .السلام علیک یاابن رسول الله. السلام علیک یاابن امیر المومنين. السلام علیک یاشهید وابن الشهید.شهادت آقا اباعبدالله تسلیت باد.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

عاشورا روز  آزادی و آزادگی روز پیروزی خون بر شمشیر روز پیروزی ایمان بر خود خواهی و خود پرستی است . عاشورا روز نماز روز خضوع و خشوع در برابر پروردگار باریتعالی است . عاشورا روز ذلت مستکبران و دنیا پرستان است.عاشورا روز ا فتخار مستضعفان بر همه آزادگان جهان تسلیت باد.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

تاسوعا ی حسینی تسلیت و تعزیت باد دوشنبه دوازدهم آبان 1393 13:53
تاسوعا ی حسینی بر همه آزادگان و شیعیان جهان و پیروان امام حسین علیه السلام  تسلیت و تعزیت باد.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

ماه محرم رسید ماه عزای حسین سه شنبه ششم آبان 1393 8:49

ماه محرم که میشه سینه ها مون پر از غمه

نمیدونم  دلامون چرا که پر ز ماتمه

تو کوچه  حسینه غصه و ماتم می باره.

نمی دونم ز غصه ها دل دیگه طاقت نداره.

دلا  پر ز  غم شده  مردم همه سیاه پوشند.

در و دیوار سیاه شده پرنده ها چه خاموشند.

گاه بیگاه روی لبات یک کمی خنده می شینه

ته دلت پر از غمه چون که روزا ی ماتمه.

نمی دونی فرق محرم با ماه های دیگه چیه

نمی دونی چرا دلت یه جورایی بی قراره .

این روز ها از آسمونم غصه و ماتم می باره

زمین کوه و صحرا هم انگاری  عزا داره .

 

اسم ابوالفضل که میاد تو کوچه یا حسینیه

یک دفه اشکهای  غصه  رو ی گونه هات می ریزه.

مگه این عباس کی بوده که تو دلا مون جا داره

از عشق هفتا و دو تن دلهای ما بی قراره.

غم عباس و حسین از دلامون در نمی ره

عشق امام حسین مون که جای خودش رو داره

روز عاشورا که میشه  دل دیگه طاقت نداره

بارون بیاد یا که  برف از آسمون سنگ بباره

هر جای دنیا که باشیم اگر مریض و ناخوشیم

کار رو تعطیل می کنیم  می ریم تو ی حسنیه

باز روز عاشورا شده روز بی قراریها شده

زنجیر زنا جمع شد ه اندطبل و دهل رو بر دارید.

به عشق آقا مون حسین،سینه و زنجیر می زنیم.

نخل آقا رو برداریم رو شونه هامون می ذاریم.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

مادر شهید علی اصغر از فرزندش سخن می گوید.

 زمانی فرزند بزرگم رضا در جبهه بود.علی اصغر هم در پادگان توحید بود و ۲۰ روز که به خانه نیامده بود.وقتی به خانه آمد آماده شد که ساک جبهه را ببندد و برود. ناراحت شدم.

 علی اصغر گفت: مادر ناراحت هستی؟!

من گفتم: می خواهی ناراحت نشوم ،آن پسرم در جبهه است. وتو هم داری می روی !.

 علی اصغر گفت:اگر ناراحت شوی دیگر پا در این خانه نمی گذارم و بعد دستها را به سوی آسمان بلند کرد و گفت : خدایا امام را دشمن شاد نکن. بعد علی اصغر گفت : مادر از دست من راضی باش...................................

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

یکی از نامه های شهید اصغر معلم طرقی به خانواده
بنا داریم که از این به بعد تا جایی که توان باشد نامه ها و یاد داشتها و خاطره های علی اصغر شهید را در اینجا باز نویسی نماییم . امیدواریم که نامه ها و وصایای شهدای عزیز و گرانقدر چراغی فرا راه ونوری برای هدایت دلهای ما درین روزهای و مسیر های تاریک زندگی باشد.

به این ترتیب یکی از نامه های  شهید اصغر معلم به خانواده که در تاریخ ۲۵/ ۶/ ۶۱نوشته و فرستاده شده است برای شما باز نویسی و تقدیم می نماییم .

امیدواریم که توفیقی حاصل گردد که بتوانیم تصویر اصلی نامه ها را نیز به عنوان شاهد و مستند تقدیم نماییم.

بسم الله الرحمن الرحیم

انتنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم. اللهم صلی علی محمد و آل محمد (ص)

خدمت پدر و مادربزرگوارم سلام عرض می کنم. امیدوارم که حالتان خوب باشد. و مورد توجهات و عنایات ایزد منان باشید.

امیدوارم که همیشه در جهت رسیدن به مقام والای انسانیت "خلیفه الله " کوشا باشیم تا خداوند عنایتی کند و ما را به این مقام عالی برساند انشاالله .

مهم آن است که تکلیف را انجام دهیم واین چیزی  جز تکلیف نیست . همه اش وظیفه است. واین وظیفه خیلی خطیر است. جبهه جایی که این وظیفه به تحو احسن در آنجا انجام می گیرد.بازهم امیدواریم که خداوند به این بندگان حقیر و ذلیل و ضعیف و فقیر عنایت کند. ما که چیزی از خود نداریم .همه اش خداست.ما متعلق به اوهستیم و در صورتیکه متعلق به او هستیم چگونه می توانیم بگوییم من . من دیگر چیست.معنا ندارد....یا من می شود یا خدا . یا خود پرستی می شود یا خدا پرستی.که البته خداپرستی را زبانا برگزیده ایم که انشاالله عملا وبا اخلاص ُ با اخلاص برای خدا و در جهت معبود........

خدمت تمام دوستان و آشنایان ُنزدیکان و فامیلها و همسایگان و تمامی عزیزانی که در جهت الله .و فی سبیل الله خدمت می کنند سلام  برسانید.و به آنها بگویید به قول اما بزرگوارمان : مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد.

از بابت تلفن و نامه ،اگر دیر بدستتان می رسد،ناراحت نباشید.چون امکان دارد دسترسی به تلفن نباشد.و یا نامه دیر بدستتان برسد.

در هر صورت ما پیروزیم انشاالله تعالی .فرزند کوچک شما علی اصغر ۲۵/۶/۶۱

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

انا لله و انا علیه راجعون همه از خداییم و همه به سوی او باز می گردیم.

محمدرضا انصاری فرزند مرحوم  لطف اله انصاری طرقی به رحمت ایزدی پیوست.

مراسم تشیع پیکر مرحوم در روز پنجشنبه فردا 10 -7  93 ساعت 10 صبح از محل حسینیه طرقیها واقع در خیابان شوش شرقی به سمت بهشت زهرا  قطعه 48 بر گذار می گردد.این مصیبت را به بازماندگان و خانواده آن مرحوم تسلیت عرض نموده و آمرزش روح آن مرحوم را از خداوند متعال خواستاریم.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

"خاک دووم اوندو ریج" پنجشنبه سوم مهر 1393 6:25
سه شنبه 1 مهر1393 ساعت: 14:21 توسط:طرقی به نقل از به نام خدا از اصطلاح یا ضرب المثلی طرقی گاهی با این عنوان استفاده می گردد که: "خاک دووم اوندو ریج" یا "خاک دووم شاسوم ریج" معنی: خاک روی اینجا بریز یا خاک روی شست(دستم)بریز. این عبارت یا اصطلاح به نحوی معنای:گفتم یا نگفتم؛ دیدی گفتم؛ نگفتم؟یا پاسخ ونتیجه این خط واین نشون است؛خواهد بود. اینکه چرا اگر کسی به دیگری توصیه یا سفارش می کند یا امری را گوشزد می کند .اما مخاطب به آن پیش بینی وآینده نگری وتوصیه فرد باتجربه یا فهیم وآمر به معروف یا ناهی از منکر توجه نمی کند ودر نتیجه ،پیش بینی گوینده درست از کار در می آید و وی به شنونده با نشان دادن شست دست راست خود می گوید:"خاک دووم اوندو ریج" ؛نگارنده آگاهی کاملی ندارد. به هر رو نتیجه اخلاقی آن توجه به توصیه افراد کاردان ومتعهد ومتخصص است.
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

شعر خوراک کله پاچه وسیخ تنور سه شنبه هجدهم شهریور 1393 22:30
با یکی از همشهریها صحبت می کردم که این شعر طرقی را خواند و من بلافاصله یادداشت کردم.

بدون شرح برای شما نوشته ام.

خوشا اون رو که کلت اپولوسنا  خویت غولتت اتتا سیخد مو هوسنا

فکر می کنم که معنی آن این باشد.

خوشا آنروزی که در حال آماده کردن کله گوسفند بودی و من به آنجا آمدم .تو کله گوسفندپخته را خوردی و سیخ تنور را به طرف من پرتاب کردی.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

اگه معدن ها اکینند به مو چه.

دیم ماشین ها اچینند به موچه

اگه سنگها جی ابرند به مو چه.

گرد و خاکهاش جی امانه به مو چه.

   تو ایبی غصه مخو

اگه رزها مو احشگه به مو چه.

 مسئولین جی همه  زانند به موچه

 

اگه کله ها خورابه به مو چه .

 تو اشه رز خورابه به مو چه.

 تو ایبی غصه مخو. 

اگه رزها همه آرکت به موچه .

اگه برها همه درکت به مو چه.

  

اگه رز انگور نداره به موچه.

قنات ها مو اوو نداره به موچه.

تو ایبی غصه مخو.   

اگه قلعه مو خورابه به موچه .

 اگه بوججه بی حوسابه به مو چه.

 

  سنگچین قلعه  جی آرکت به مو چه.

ماشیند یو چاله درکت  به موچه.

 تو ایبی غصه مخو. 

اگه اسفالت شو نکرده به موچه . 

 اگه دلها مشد درده به مو چه.

 

دت ها مو  چارقد ندارند به موچه. 

می ها مو طاقت ندارن به موچه.

  تو ایبی غصه مخو. 

همو کوچه مشد خاکه به موچه.

بر رزها همه تاکه به مو چه

 

اگه سیم کارتها خورابه  به مو چه. 

  پول سیم کارت شو بخوارده به مو چه . 

  تو ایبی غصه مخو. 

اگه تو دلت نسوجه  به مو چه. 

اگه لامپ همش اسوجه به مو چه.

 

اگه گرد و خاک زیاده به مو چه.

اگه ارسی همو پاده به مو چه .

  تو ایبی غصه مخو. 

شوها کو چه ها تریکه  به موچه. 

اگه حوسابد بوریکه به مو چه.

 

یا یه گندوم تی زیاده به موچه . 

تو اشه پای پیاده  به موچه .

  تو ایبی غصه مخو. 

همسایه دو  که بیهوشه به موچه.

یای شیر  چی چی ادوشه به مو چه

 

اگه تو درزین نداره به مو چه .

دیم خر خورجین نداره به موجه.

  تو ایبی غصه مخو. 

کوچه رزها  مشد تی یه به موچه.

همه حوسابه قاطیه به مو چه.

  تو ایبی غصه مخو. 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

تولد امام هشتم مبارک باد پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 6:42
تولد امام هشتم امام رضا علیه السلام بر همه شیعیان و عاشقان آن حضرت مبارک.

 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

اَپیَه  دوبارَه گندوم بکاریم .

 اَپیَه نون یویه   کِر د بر آریم.

 

اَپیَه اِزِم  یو کِر نیم دوبارَه.

تاکه نعمت یویه رزها بواره.

 

دَورَه های ناز و نعمت  دوباره .

یویه دشت و یویه صحرا بواره.

 

اون همه همت و غیرت کا  شیَه .

اون همه عزت و فترت   کاشیه.

 

چمه و قنات ها مو حشگ ببیه. 

چونکه  رعیت و مغنی   ناشیه .

 

ایبی مثل اون  قدیم   و  ندیما .

یوی دشت و یو یه کوچه و رَزا

 

صُدای بدده و کبک خوروس .

صُدای چهچه بلبلا نه یه.


ایبی اینروها غروب ها  که ابوو
یویه کوچه صودای غولا نه یه.


یویه کوچه و بر کیه ها مو . 

 صودای آشناهای شوما نه یه. 

 
اون روها به برکت گُرد ترا .
یویه  کیَه ها مو برکتی بوو.

 
اون روها ماشین تیلیفون نبو.
اما یاش یو کیه   نعمتی  بوو


کرسی بوو و سینی های مسی بوو.
دسغالَه بوو داس  و چالَتی بوو.


دم غوروب بر کیه های  دَه.
صودای بع بع صاتتا  حی وی بو.

 
صخب زو صودای خوروس بر اکت.
انگار اشوات که خدا د برکت.

 صودای خروس  د یا اوشتیم و  .
صخب زوو یویه کوچه ها اوشتیم و.


تخم کرگ رسمی بو خیلی زیاد .

 نون توو بوو  و کره خیلی زیاد.

 
زمسون و تابسون ها ش که مواج
هر کومش مشت حدیث های دواج .

 
بوی نون تازه یه جیر خلی ها.

 اتش کر و کرسی اون تنبلی ها.

 
سینی مسی و  پیشدسی ها کو.

آش یه کو  اون ققلی ها  کو۰

 

ترشاله و  زدک و  وایم و توو.

بواج اورو که کومش کاها دره.


اَپیَه  دوبارَه گندوم بکاریم .

 اَپیَه نون یویه کر د بر آریم.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

عزیز دورد بگردو سه شنبه یازدهم شهریور 1393 19:30

 این شعر زیر خاکی ناب عشقی با گویش طرقی رو  براتون پیدا کردم که امیدوار مقبول واقع شود . هدف بیشتر این است که لغت و کلمات طرقی فراموش نشود.:

شو  و رو مو همش فكر تويو مو عزیز دَورِد بِگِر دو.

ز عشق تو شو و رو   یویه دشتو  عزیز دورد بگردو.

 

تا سودین اشو  و مو واگردو  عزیز دَورِد بِگِردو

لوده ها مشت انگور دِ واگردو عزیز دَورِت بِگِردو

 

اَشو یو دشت و بر حی وی بِچَرنو عزیز دَورِد بِگِردو.

عزيز تو بره تا دورد بگردو  عزيز دورت بگردو

 

گُوَد آرچیند و یو یه خورجینِد نا عزیز دَورد بِگِردو.

بدات بحراش و باز بوره بس مو عزیز دورد بگردو.

 

 گودار دانا دِ  بالا شويو مو عزیز دَورِت بِگِردو.

تا نطانز و وای و کاشون بِوَشتو عزیز دَورِد بِگِردو

 

گُوَه م بحرات و زو واگردايو مو عزیز دَورِت بِگِر دو.

 یو موخدو مو یویه اورچین هاچشتو عزیز دَورِت بِگِردو.

 

یو اُخدوو مو پیه سایَد بِوَشدو عَزیز دَورِد بِگِردو.

به عشق تو همش مو مشد مشدو عزیز دورد بگردو.

پِیِت بِشوات بِشِه اِزِمها گِرد کی  عزیز دورت بگردو

ديم خر چشتو و خروم بتازنا عزیز دَورِت بِگِردو

 

روسونوم ديم خر نا هی  بوشتو عزیز دَورِت بِگِردو

تا گوري و تا ترشل  مو   بِوَشتو عزیز دَورِت بِگِردو.

 

حتو تا کِخ بِگِردو آی بِگِردو عزیز دَورِت بِگِردو.

اَشو  پونجَر تا به کَرگِس واگِردو عزیز دَورِت بِگِردو.

 

نرانو مستو یا دیوانه یو مو عزیز دورد بگردو.

آخِرو عاقبتِ خوی نزانو عزیز دورد بگردو.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

تاریخ را از دست ندهیم جمعه سی و یکم مرداد 1393 15:7
جمعه 24 مرداد1393 ساعت: 17:13 توسط:نسرطرق به نام خدا باسلام باسپاس از متن گوياوشيوا و وزين حضرت عالي، كاش كساني يافت مي شدند و از دايره المعارف هاي شهرمان در زمان حيات ايشان استفاده نموده وتاريخ كم نظير شهرمان را تا حدودي به رشته تحرير در مي آوردند كه با در گذشت آنان متاسفانه اين درهاي علم وآگاهي بسته مي شود وباعث مي گردد روز به روز تاريخ گذشته هايمان فراموش گردد...

 

-----------------------------------------------

با تشكر از حسن نظر جناب عالي و تاييد فرمايش شما كه تاريخ طرق رود نبايد فراموش شود. همه ما وظيفه داريم كه در حد توان در راه جمع آوري اين تاريخ احتمام بورزيم. همانطوريكه در مطلب قبلي عرض كردم آقاي احمد احمدي از معدود طرقيهايي بود كه با اينكه سواد نداشت اما ذاتا خودش يك تاريخ بود . اما متاسفانه او را از دست داديم بدون آنكه قدر او را بدانيم و هم او بود كه اطلاعات ارزشمند خود را به وادي ديگر برد.پس بياييد تا ديرتر نشده بگرديم و در اطرافيانمان كساني را كه مطالب تاريخي دارند ، حتي يك مطلب اندك و اطلاع جزيي را بگيريم و مكتوب كنيم تا براي آيندگان منبع و مرجع گردد.ضرب المثل ها و خاطره ها و لغات و نصيحت هاي طرقي مي توانند هر كدام يك منبع اززشمند براي مراجعه باشند.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

احمد احمدی طرقی پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 5:20
سلام .مدتي از شما دور بوديم اميدوايم كه بنده را به بزرگواري خود ببخشيد. امروز ميخواهم كمي در باره مرحوم احمد احمدي با شما صحبت كنم.

فرزند مرحوم مشهدي عباس احمدي متولد طرق محله پايين. او زماني دور در دوران جواني براي امرار معاش و كسب درآمد به كويت مسافرت نموده بود به همين دليل در بين فاميل و نزديكان به احمد كويتي نيز مشهور بود . فكر كنم اقاي احمدي جزو اولين افراد طرقي باشد كه به خارج از كشور سفر كرده است. مردي با پيشاني بلند چهار شانه از سربازان دوران رضا شاهي بود .اگر پاي صحبت هاي او مي نشستي ازشنيدن خاطرات و مطالب او خسته نمي شدي. خاطرات شيرين و تلخ بسيار داشت. از دوران قاجار واحمد شاه و دوران پهلوي  و غيره .مرحوم احمدي سواد نداشت و حتي نمي توانست اسم خودش را بنويسد . اما ايشان حافظه قوي بسيار عجيبي داشت. وقتي در باره خاطرات خود در كودكييش و دهه آخر ۱۲۹۰  صحبت مي كرد ، خود را در آن حال و هوا حس مي كردي . تمام جزييات را به خوبي و با دقت ترسيم مي كرد. شايد بگوييد چرا حالا كه ايشان از دنيا رفته است به ياد او افتاده ايد. و قبل از اين چيزي درباره ايشان گفته نمي شد. بايد بگويم كه متاسفانه اين رسم روزگار ما شده است و آدما تا وقتي زنده اند كسي به آنها اهميت نمي دهدو به ياد او نيستند.به هر حال حالا مقداري درباره ايشان صحبت مي كنيم وبراي آمرزش روحش دعا مي كنيم. همه آدمها داراي نقاط قوت و ضعف در زندگي خود هستند. و اين مرحوم هم از اين قاعده مستثنا نبود.ايشان هم در زندگي خود داراي ويژگي هاي خاص خود بود مرد متمول و ثروتمندي نبود .اما ايشان يك ويژگي خاص داشت كه شايد در اين دوران كم مصداق باشد. ان هم اين بود كه تا مي توانست به كسي ظلم نمي كرد و زير بار ظلم هم نمي رفت . حق كسي را نمي خورد به حلال و حرام اعتقاد عجيبي داشت . به گفته و اذعان بسياري از آشنايان و نزديكان ايشان زندگي ساده اي داشت اما حلال زندگي كرد.به حافظه عجيبي كه داشت يك كتاب تاريخ در مغز خود داشت كه اين كتاب حافظه مغز او يك تاريخ بيش از عمرخودش بود درباره همه افراد طرقي و در باره نايب حسين كاشي درباره سلسله قاجار و در باره سلسله پهلوي ، در باره شهر و روستايهاي اطراف طرق و نطنز .خلاصه كه از شنيدن خاطرات و گفتار او خسته و سير نمي شدي. احمد احمدي مرد سرسخت و عجيبي بود وتحمل زيادي در برابر سختي هاي روزگار داشت. تقريبا در طول سال با كت و شلوار و جليقه زير كت بود. با اين كه سواد نداشت هميشه در جيبهايش انواع و اقسام خودكارها به رنگهاي مختلف را داشت. اگر صدنامه با متنهاي مختلف به او نشان مي دادي و هر كدام از آنها را يكبار براي او مي خواندي مطالب تمام نامه ها را با جزييات آن حفظ مي كرد.و اگر از او مي پرسيدي فلان نامه را مي خواهم آن نامه را از لابلاي نامه براحتي پيدا مي كرد. يادم مياد آن موقعهايي كه سواري و اتوبوس كم بود و طبق رسم هر ساله در ماه محرم ، با اتوبوسهاي اصفهان تا مورچه خورت مي رفتيم . در سه راهي مورچه خورت يا مورچه خوار به طرف طرق كه پمپ بنزين است، منتظر مي مانديم تا ماشيني گذري به طرف نطنز برود. ما اين ماشنيهاي گذري را سوار مي شديم و درطرق پياده مي شديم. معمولا اتوبوس اصفهان حدود 5 ونيم تا شش صبح به مورچه خوار مي رسيد. اين ساعت در زمستان وقت مناسبي نبود هواي مورچه خوار دراين ساعات در زمستان بسيار سرد بود و براي مسافران منتظر سختي در پي داشت . مسافران بايستي بسته به وضع ماشينهاي عبوري گاهي يك الي دو ساعت يابيشتر منتظر مي ماندند تا كاميوني يا وانتي يا سواري آنها را سوار كند. اين ساعتهاي اننظار در سرماي زمستان غير قابل تحمل و بسيار سخت بود.دريكي از اين سفرها كه من هم با گروه همشهريها بودم و سن بنده هم زياد نبود. به خوبي به ياد مي آورم كه در حاليكه همه در سرما منتظر ماشين بوديم. در حالييكه همه ما ازسرما مي لرزيديم، ديدم آقاي احمدي رفت دركنار پمپ بنزين روي يكي از سكوها دراز كشيدو گفت هز وقت ماشين آمد مرا صدا بزنيد!بعد دراز كشيد . چند لحظه بعدمعلوم بود كه به خواب عميقي فرو رفته است. اين براي من كه در آن موقع نوجواني بودم خيلي عجيب و باور نكردني بود. همه اينها راگفتم  كه از نقاط مثبت زندگي ايشان در بگيريم و الگوي خود قرار دهيم.روحش شاد.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

به يادكودكان و مردم مظلوم فلسطين سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 16:28
سلام.

اين روزها روزهاي بسيار سختي براي مردم فلسطين است. اين سختي به حدي دردناك است كه زبان و قلم قادر به توضيح و وصف آن نيست. توپخانه ها و بمب هاي ابر قدرتها به دست صهيونيستهاي غاصب كودكان مظلوم را هدف قرار مي دهند . روزي نيست كه خون كودك بي گناهي به زمين ريخته نشود. و اين در حالي است كه تمامي دولتهاي عربي و كشورهاي مدعي آزادي و حقوق بشر با بيشرمي و وقاحت تمام ناظر اين جنايات بوده  اما مهر سكوت به  لب زده اند . و حالا بايد ما به عنوان مسلماناني آزاد  احساس وظيفه نموده و در حد توان خود به صورت جاني و مالي و زباني ازاين عزيزان مظلو م حمايت  و پشيباني نماييم. در عكس راهپمايي روزقدس طرق نكات بسياري نهفته است . يكي از مهمترين نكا اين عكس تصوير پيرمردي است كه با پيكري نحيف و بيمار و با پاي ناتوان خود در اين مراسم  شركت نموده است.
كمي با دقت به اين تصوير بنگريد. بدون هيچ تظاهر و ريايي دردست راست او مي بايستي عصايي قرار گرفته باشد. پشت او خميده است و ازشدت ناتواني و ضعف حاصل ازسالخوردگي دست چپ خود را بر پشت خود تكيه داده است.حالا به حالت پاهاي او توجه كنيد. اين پاهاي فرتوت ديگر تاب تحمل استخوانهاي سالخورده پير را ندارد اما بااين وضع و حالي باز غيرت نموده و در راهپيمايي شركت نموده است كه شايد بااين كار بتواند كمكي به مردم مظلوم فلسطين بنمايد. و اين بايد درسي بي بديل براي جوانتر ها باشد.!!؟؟

 

 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

انال الله وانااليه راجعون .همه ازخداييم و به سوي او باز مي گرديم. باكمال تاسف در گذشت آقاي احمد احمدي بزرگ خاندان احمدي را به اطلاع همشهريان و آشنايان مي رساند .ضمن تسليت به خانواده و بازماندگان اين خانواده عزيز علو درجات را براي روح مرحوم ازخداوند مننان خواستاريم. مراسم به تشيع پيكر آن مرحوم روز چهار شنبه22 مرداد93 ساعت 9صبح از محل منزل ايشان واقع درخيابان شوش شرقي خيابان شهرزاد (شهيدرضايي)نبش خيابان شهيد سعيدي برگزارمي گردد.
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

بورات سه شنبه هفدهم تیر 1393 19:54
پنجشنبه 12 تیر1393 ساعت: 15:29 توسط:محمدرضا
سلام
اوه.یه سوال پرسیدی که دو تا صفحه جواب داره
بورات خودش داستانیه
بعد از اعیاد شعبانیه خوراکی خاصی قدیمی ها می پختن و به عنوان خیرات و مبرات برای درگذشتگان می دادند.(گاهی شب خاص یا بطور کلی در شب جمعه اخر ماه شعبان).به اون می گفتن سیروک؛
یا تاوه ای .گاهی به ان همون بورات هم می گفتن.
سیروک مخلوطی از ارد پر مایه تقریبا نیمه ترش شده است که در روغن مثل کوکو سرخ می کنن برای خوشبو شدن چند نمونه دانه گیاهی مثل گشنیز و سیاه تخمه و ...اضافه می کنن .این کوکوی خوشمزه را با شیرینی هایی مثل شیره توت.پودر شکر .و یا بدون شیرینی می فرستند منازل همسایه ها و اهالی ابادی که فاتحه ای نثار تمامی متوفیان کنند .
کوکوی دیگری از ارد سِن (که خود داستانی دارد)بنام تاوه ای برای بورات می پختن و با شیرینی میفرستادن برای اهالی ابادی .
یادش بخیر اقا .چه رسومات زیبایی داشتیم و از اونها جدا شدیم .
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

از طرف دهي:

سولام عيد شوما مبارك
امشو شو بوراته
التماس دوعا
راشدي زانيد: گوگرد،درجين،الو،خل وچيك يعني چه؟

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

هاما اندو د هيم يعني چه؟ پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 15:38
هاما اندو د هيم  :

هاما اندو د هيم در گويش طرقي :

هاما: همان ضمير جمع اول شخص است يعني ما  يا ماها

اندو به كسر الف به زبان فارسي به معني اينجا.

د باكسره دال يك حرف ربط است كه به فارسي به جاي حرف ربط در به كار رفته است.

هيم يعني : هستيم كه همان حالت جمع اول شخص فعل بودن مي باشد.

خب حالا  اگر جمله ( هاما  اندو  د هيم )را به فارسي ترجمه كنيم. اين خواهد شد:

ما اينجا هستيم.

خوب در اينده نزديكي صرف فعل بودن در گويش طرقي يعني بويمون را تقديم شما خواهيم نمود.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

صرف فعل رفتن با گویش شهر طرق رود چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 20:52
شماره 7: صرف فعل رفتن  (شُیمون) در گویش طرقرود

 

زمانها

اول شخص

دوم شخص

سوم شخص

حال ساده     مفرد

اَشو :   می روم

اَشِِِِِه :  می روی

اَشوِو   : می رود

حال ساده      جمع

اَشیم :    می رویم

اَشيد: می رويد

اَشَند   :  می روند

گذشته       مفرد

بِشُیو : رفتم

بِشُیِه : رفتی

بِشُ  :رفت

گذشته        جمع

بّشُیم  :رفتیم

بِشُیید : رفتید

بِشُیَند :رفتند

گذشته   استمراری

بِشییَه یو :رفته ام

بِشییَیِه :رفته ای

بِشییَه : رفته

گذشته  استمراری

بِشییَیم :رفته ایم

بِشییَید  :رفته اید

بِشییَند :رفته اند

تاکیدی     مفرد

اَپیَه بِشو:  بایدبروم   

اَپیَه بِشِه :    باید بروی

اَپیَه بِشوو :  بایدبرود

تاکیدی   جمع

اَپیَه بِشیم:   باید برویم

اَپیَه بشید:     باید بروید

اَپیَه بشَند :     باید بروند

آینده       مفرد

اَمپیَه بِشو :   باید بروم   

اَدپیَه بشِه :     باید بروی

اَشپیَه بشوو:  بایدبرود

آینده             جمع

اَموپیَه بِشیم:   باید رویم

ادوپیَه بشید:   بایدبروید

اَشوپیَه بشَند :  باید بروند

امری            مفرد

 

 

بشِه :  برو

 

 امری            جمع

 

بِشید :بروید

 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

صرف فعل آمدن به گویش طرق رود :(امیمون) چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 20:14
شماره 6: صرف فعل آمدن (امیمون) در گویش طرقرود

 

زمانها

اول شخص

دوم شخص

سوم شخص

حال ساده     مفرد

اَییو :   می آیَم

اَیِِِِِه :      می آيي

اَیَه   :       می آيَد

حال ساده      جمع

اَیيم   :  می آییم

اَیيد   :    می آييد

اَیند  :      می آيند

گذشته       مفرد

بَمَیوو: آمدم

بَمَیِه  : آمدی

بَمَه  :      آمد

گذشته        جمع

بَمَییم :آمدیم

بَمَیید :آمدید

بَمَیَند :آمدند

گذشته   استمراری

بَمییَیوو :آمده ام

بَمییَیِه :آمده ای

بَمییَه :آمده

گذشته  استمراری

بَمییَیم :آمده  ایم

بَمییَید :آمده اید

بَمییَند :آمده اند

تاکیدی     مفرد

اَپیَه بییو : باید بیایم   

اَپیَه بییِه :باید بیایی

اَپیَه بیَه :باید بیاید

تاکیدی   جمع

اَپیَه بییم :باید بیاییم

اَپیَه بیید:باید بیایید

اَپیَه بیَیند :باید بیایید

آینده       مفرد

اَمپیَه بییو : باید بیایم   

اَدپیَه بییِه :باید بیایی

اَشپیَه بیَه :باید بیاید

آینده             جمع

اَموپیَه بییم :باید بیاییم

ادوپیَه بیید:باید بیایید

اَشوپیَه بیَند :باید بیایند

امری            مفرد

 

 

بُرِه :  بیا

 

 امری            جمع

 

بید :بیایید

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |