X
تبلیغات
گویش شهر طرق رود , Tarqrud
تشیع پیکر مرحوم عباس ابوفاضلی پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 6:37
پیکر مرحوم عباس ابوفاضلی روز چهار شنبه دیروز در میان تعداد زیادی از همشهریان و آشنایان از محل حسینه طرقیها واقع در تیر دوقلو به طرف  شهر طرق تشیع گردیدتا در زادگاهش به خاک سپرده شود.مرحوم عباس ابوفاضلی سالهای زیادی در سنوات گذشته وظیفه رانندگی اتوبوس طرق را به عهده داشت که مردم طرق از آن دوران و از حسن خلق و خوبیهای او خاطرات زیادی در ذهن دارند.ضمن عرض تسلیت به خانواده نامبرده، از خداوند متعال برای او اجر جزیل و برای بازماندگانش عافیت و سلامتی خواستاریم.
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

قلعه طرق‌رود، قدیمی‌ترین بنای خشتی نطنز شنبه بیست و سوم فروردین 1393 4:48
تسنیم گزارش می‌دهد/


خبرگزاری تسنیم: قلعه طرق‌رود، قدیمی‌ترین بنای خشتی شهرستان نطنز بوده که متعلق به دوره اشکانیان است.http://www.tasnimnews.com/Home/Single/327648

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

سبزه عید پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 14:48
نزدیک سال تحویل رفتم سری به دوستم بزنم که اگه کمک می خواد به اون کمک کنم.  دیدم با عجله سبزه قشنگی را که  در کوزه ای سفالین روییده بود بر روی سفره هفت سین گذاشت . خیلی دقت می کرد که همه چیز مرتب و منظم باشد.

آ: گفتم :سبزه رو خودت کاشتی ؟

ب: نه از میدان تره بار خریدم. 

آ: مگه خودت بلد نیستی سبزه بکاری؟

ب: نه مگه باید بلد باشم؟تازه مگه تو خودت بلدی؟

آ: بله عزیزم باید نه تو و نه من بلکه همه مال بلد باشیم که چگونه سبزه بکاریم . راستی میدانی که فلسفه این سبزه کاشتن و نگه داشتن چیه؟

ب: خب معلومه دیگه . سبزه یکی از سین های هفت سینه که داخل سفره هفت سین می چینیم.از طرفی سبزه نشانه بهار و سال نو و شادی و ......

آ:  خب دیگه چی؟ 

ّّب: دیگه چی نداره !! روز سیزده بدر سبزه رو ی سقف ماشین قرار میدیم و وقتی به سرعت می ریم به طبیعت که سیزده رو در کنیم،سبزه از روی سقف ماشین بیافته و نحسی زندگیمون در بره . اگه نیافتاد وقتی به رودخونه یا در یاچه ای رسیدیم اونو توی آّب می اندازیم.

آ: اهه منظورت اینه که سبزه نحسه ؟

ب: نه سبزه نحس نیس ولی ولی......

آ: ولی چی اگه نحس نیست چرا اونو روی سقف ماشین میذاری ؟ اگه نحسه که بگو نحسه و خیال ما رو راحت کن. 

ب: من چه میدونم؟! داری کم کم اذیتم می کنی یا . خب همه همین کار و میکنن. من تا یادم میاد ایجوری بوده دیگه . 

آ: یعنی همه هر کاری کردند ما هم باید همون کارو بکنیم. یعنی ما نباید درباره کاری که انجام می دیم یه کمی فکر کنیم که یعنی این کار درستیه یا غلطه؟

ب: یعنی تو میگی که این کار غلطه و می خوای منو موعظه کنی ؟خب حالا بگو ببینیم کار درستش چیه که ما نمیدونیم .؟اگه سبزه برای سفره هفت سین نیست پس به جه دردی می خوره؟

آ : خب اگه حوصله داری کمی درباره سبزه و این سین هفت سین با هم صحبت کنیم............

اگه دقت کرده باشی همونطوریکه گفتی اینروزها رسم شده که هممون بریم از بازار گل یا گل فروشی یا بازار تره بار سبزه رو بخریم و بزاریم سر سفره هفت سین و روزای آخر تعطیلی یا سیزده بدر اون و رو سقف ماشین گذاشته و بریم گردش. نتیجش رو هم حتما دیدی همین سیزده بدر اخیر هم چندین بار توی خیابونها و نزدیک پارکها وگردشگاهها دیدی که سبزه بدبیار رو چگونه از ماشین پرت کردند و چه منظره چندش آور و  زشتی تو خیابونها درست شده سبزه بیچاره میره زیر چرخ ماشینها له و لورده میشه و اگه خوب دقت کنی صدای فریادشو می شنوی که داد میزنه ،آخ ------------ آخ مگه من چه گناهی کردم که اینجوری منو زیرچرخ ماشینها له ولورده می کنید.؟!یا حتما تو رودخونه ها سبزه بخت برگشته ای رو می بینی که مرتب زیر آب میره و میاد بالا و فریاد می زنه : آهای کمک دارم خفه میشم کمکم کنید. اما گوش هیچکس بدهکار نیست و سبزه بیچاره اینقدر اینور و اونور به سنگه می خوره تا درب و داغون بشه و از بین بره .

خب حالا به من جواب بده که آیا سرنوشت سبزه بیچاره باید این باشه ؟ همونطوریکه میدونی تخم سبزه معمولا از حبوبات خوردنی مثل عدس و ماش و گندم و جو و گاهی هم از  ارزن یا دانه های خوراکی دیگریست که دارای ارزش فراوانی می باشد. حالا در نظر بگیر در یک مملکت ۷۵ میلیونی چندتا از این سبزه ها رویانده شده و چقدر از این دانه های ارزنده رویانده شده و دست آخر آنرا به یک زباله تبدیل کرده و دور می اندازیم.

ب : خب حالا می گی چیکار کنیم ؟ بلاخره که باید سبزه سر سفره هفت سین داشته باشیم یا نه ؟

آ : بله  حتما باید یکی سین های هفت سین باشه و این موضوع و ابداع تازه ای نیست بلکه این یک رسم چندهزار ساله است که در بین ایرانیان رواج داشته . سبزه نشان سبزی و طراوت و نوید بهاره. نگاه به سبزه تازه شادی و نشاط میاره و نور چشم رو زیاد میکنه . حتما شنیدی که جوانه ماش و جوانه گندم و تعداد زیادی از جوانه چقدر مغذی بوده و دارای انواع ویتامینها مورد نیاز بدن هستند.و اینکه ما به همین راحتی این جوانه ها را تبدیل به زباله ای دردسر ساز کنیم اصلا کار درستی نیست.ولی این رسم نیاکان ما یعنی کاشت سبزی قبل از بهار دارای فلسفه و هدف خیلی مهمتری بوده است که اینروزها اصلا به آن هیچگون توجهی نمی شود. خب همانطوریکه میدانی تمامی اجداد ما کشاورز بوده و ازاین طریق زندگی خود را می گذرانده اند. پس برای اینکه کشاورزی و کاشتن این گیاهان فراموش نشود بایستی هر سال به وسیله بزرگترها این کار انجام گرفته و کار کاشت آن را به همه افراد خانواده یاد دهند تا این عمل پسندیده آویزه گوش شده و همه افراد آنرا فراموش نکنند. نه اینکه مثل اینروزها همه سبزه ها را از میدانهای تره بار تهیه کنند.از طرفی دلیل  مهمتر اینکه این سبزه ها در فصل سرد زمستان در در مکان معتدل و گرم خانه ها رویانیده شده و سپس در اوایل بهار و در هوای معتدل و مناسب تر در بیرون از خانه و در زمین مناسب به عنوان بذر کاشته می شد. این سبزهای رویانیده شده باعث می شدکه رشد محصولات کشاورزی سرعت بیشتری داشته باشد.

ب: الان که دیگه وقت اینکارا نیست . ما کجا میتونیم نشا درست کنیم و بعد ما که در آپارتما ن زندگی می کنیم ،اونارو کجا بکاریم ؟اصلا اینارو که گفتی اینروزها امکان نداره !!!

آ : خب شما می توانید در سر سفره هفت سین از گل یا گلدانهایی استفاده کنید که بعد از مراسم نوروز نیز آنها را در بالکن یا محل دیگری قرار داده و بعدا نیز مدت ها از آن استفاده کنید. 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه تسلیت باد. انشاالله که چراغی فرا راه عصمت و طهارت برای تمامی بانوان عالم باشد.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

سیزده بدر روز مهربانی با طبیعت چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 7:5
سلام . درباره نحسی و نحس بودن روز سیزده نوروزافکار وایده های خاصی مرسوم شده . بنده شخصا به هیچ وجه به نحسی روز سیزده نوروز اعتقادی ندارم بلکه مطمئنم که روز سیزده نوروز هم یکی دیگر از روزهای خوب خداوند متعال است. نمی خواهم در باره افکار و اعتقادات هموطنان عزیز درباره نحس بودن یا نبودن روز سیزدهم فروردین بحث کنم . چون فکر می کنم نتیجه آن ممکن است به جایی نرسد. اما حول و محور روز سیزده و اتفاقات و کارهایی که رخ می دهد صحبت زیاد است. گاهی هم فکر می کنم با اینکارهایی که ماها انجام می دهیم شاید از جهاتی سیزده بدر منحوس و زشت است . نه شاید بلکه حتما . می پرسید چطور؟ تو که تا چند لحظه قبل می گفتی که سیزده بدر به هیچ وجه نحس نیست.!!!! بله الان هم می گویم . چطور؟ خوب به مطلب قبلی برگردید و رفتار و کردار عرف شده تعداد زیادی از هموطنانمان را ببنید.. در پایان روز سیزده بدر همه جا  وهر جا را که نگاه کنید .با زباله ها و اشغالها وکیسه های پلاستیکی که ریخته ایم مواجه می شویم فضای سبزها و چمنهای له شده و کریه و بد منظری که ما بدون توجه و بادستها و پاهای خود به وجود آورده ایم . با طبیعت نامهربانی کرده ایم . در صورتی که امروز  روز طبیعت بوده است. یکی دیگر از رسمهای بدی که طی سالیان سال در گذشته تقریبا در اکثر نقاط کشور مرسوم شده است رسم سنگ اندازی و پرتاب سنگ در دریاچه ها و آبگیرها ورودخانه هاست که در شهر طرقرود به بازی چوری چند چوری معروف است. حاصل اینگار نامیمون کمک به تخریب طبیعت و پر کردن برکه ها و  آب بندها  و استخرها ی کشاورزی است که با زحمت و هزینه فراوانی برای آبگیری ساخته شده و ما به آسانی  با بازیهای سنتی غیر مفید و سرگرمی چند لحظه ای آنها را پر می کنیم . و از این جنبه شاید بتوان گفت که روزهایی مانند سیزده بدر نحس می شود و آن هم نحسی که ما انسانها با رفتار غلط و با دست خود این نحسی را به وجود می آوریم . پس بیایید تا باطبیعت  مهربانتر باشیم .  
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

خودتون رو آماده کردین تا امروز رو در دل طبیعت بگذرونین. مواظب باشین چای و قاشق و چنگال رو فراموش نکنین. به هر حال امیدواریم که به همتون خوش بگذره و روز مفرحی در پیش داشته باشین . ولی یک خواهش از همه شما داریم . از بزرگ و کوچک از پیر و جون ،دختر و پسر . بیایید امروز رو با طبیعت مهربون باشیم . حتما می پرسین چطوری ؟ خوب یکمی سخته ولی غیر ممکن نیست. و منظره بعد از ظهر روز طبیعت یعنی سیزدهمین روز سال نو رو در نظر خودتون مجسم کنین.همه مردم ازصبح اومدن توی دشت و صحرا و کوه و چمن ،توی پارک شهر ،پارکهای بزرگ و کوچک توی میدونهای بزرگ و کوچک چادر زدن و سفره ای و سیخ و منقلی و کبابی و بازی و تفریح و سرگرمی و لذت از طبیعت. حالا در را برگشت به خونه هاتون هستین. اما یه نگاهی به کنار خیابونها و بزرگراه ها و حاشیه رودخونه ها بیاندازین.همه جا و همه جا پر از آشغالها و پلاستیکهایی هستند که چشم هر بیننده ای رو آزار می دن.شاید بگین به من چه ! من که این آشغالا رو این جا نریختم.!!!خوب من می پرسم : من که نریختم ،شما که نریختین . پس کی ریخته ؟ خوب حالا که این آشغالا ریخته شده کی باید اونا رو جمع کنه؟ حتما می گین که آقا به من چه سوپور داره رفتگر داره شهرداری داره. خب باشه قبول ولی من پیشنهاد می کنم که آیا بهتر نیس که ما اولا سعی کنیم وقتی می ریم تو طبیعت ،آشغالها ی خودمون رو دور و بر رها نکنیم . یک کیسه زباله !نه یه کیسه پلاستیکی معمولی که الحمدلله این روزا کم نیس و همه جا فراوونه آشغالها و پس مونده غذاها مون رو جمع کنیم ..............

بازم باتون صحبت دارم........................... 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

دوست نداشتم که از اول سال جدید دست به گله و شکایت و ناله بازکنم . وقتی هم که در بعضی از وبلاگها مطلبی انتقادی می بینم کمی ناراحت می شوم و فکر میکنم که نباید مرتب چوب لای چرخ گذاشت و یا اینکه انتقاد بایستی سازنده بوده و درکنار آن پیشنهادی عملی و سازنده نیز وجود داشته باشد. اما این موضوع خیلی جدی است و مطلب جدیدی هم نیست .بلکه سالیان سال است که در طرق وجود داردکه مجبور هستم به آن بپردازم.                     (کلنگ زنی درمانگاه شهر طرق با حضور آقای فیروزی نماینده محترم نطنز)

در روز چهارم فروردین بود که همسر بنده دچار بیماری سرگیجه شد و فشار خون او به هم ریخت . بهترین راه این بود که به دکتر مراجعه کنیم . ساعت حدود هشت ونیم بعد از ظهر است .با امید و اشتیاق فراوان به طرف تنها درمانگاه طرق در محل بهداری حرکت کردیم .بعد از حدود یکی دو دقیقه به نزدیکی درمانگاه می رسیم . می بینیم که چراغهای سالن انتظار درمانگاه و اینکه بزودی آقای دکتر کشیک را ملاقات می کنیم ،باعث آرامش و خوشحالی ما می شود.  بلاخره به درب درمانگاه می رسیم . اما باکمال تعجب مشاهده می کنیم که درب درمانگاه بسته و از بیرون هم قفل بزرگی بر روی درب ورودی درمانگاه به چشم می خورد. این موضوع جالب و قابل توجهی است که اگر کسی در درمانگاه است چرا درب اصلی از بیرون قفل است. واگر کسی در درمانگاه نیست چرا همه چراغها روشن است. با توجه به بسته بودن درب درمانگاه شوکه می شویم و چاره ای نمیبینم به جزاینکه در محل دیگری پزشکی جستجو کنیم. اول ذهنمان به کشه و طار کشیده می شود. بعد می گوییم در طرق که مرکز شهر است درب درمانگاه بسته است چه برسد به کشه و طار . بعد یکی از همراهان پیشنهاد می کند که به نیه برویم آنجا پزشک اورژانس حلال احمر وجود دارد. کمی که فکر می کنیم می بینیم که این امر کمی عجیب و غیر قابل توجیه است چراکه وقتی که در مرکز شهر طرق درمانگاه بسته است چطور ممکن است که در نیه پزشک اورژانس وجود داشته باشد.

بلاخره تصمیم می گیریم که به شهر نطنز برویم و به بیمارستان نطنز مراجعه می کنیم . با وجود پزشک کشیک در نطنز مشک بیمار ما هم حل می شود و بعد دوباره به شهر طرق باز می گردیم .

اما صحبت در باره درمانگاه و پزشک شهر طرق و همراه مجموعه ای از سئوال های دیگر مرتب در مغزم جولان می کند و نمی توانم برای آن جوابی پیدا کنم . چطور در شهر طرق هنوز یک پزشک کشیک و یا یک پزشک ثابت وجود ندارد ؟

ا - عزیزانی که از بدو تولد در طرق بوده اند و زندگی کرده اند و ایام جوانی خود را شهر طرق گذرانیده اند. اکنون نیز پیر و از پای افتاده شده اند هنوز در شهر طرق زندگی می کنند. این عزیزان که معمولا نه راننده اند و نه ماشین دارند . اگر خدای نکرده به پزشک احتیاج داشته باشند باید چکار کنند؟اگر مورد اورژانسی در نیمه های شب پیش آمد باید چکار کنند؟ بعضی ازهمشهریان ممکن است که وسیله نقلیه شخصی داشته باشندو خودشان به نطنز و یا اصفهان بروند.ولی این عزیزان دارای درآمد سالیانه کمی هستند که ممکن کفاف مخارج روز مره آنها را ندهد. آیا ممکن است که بتوانند نیمه شب آژانس بگیرند و به نطنز بروند؟

۲-چطور در ایام عید نوروز که سیل مهاجرین طرقی و مسافران و گردشگران دیگر افزایش می یابد ،در ساعت ۸ یا ۹ بعد ازظهر درب تنها درمانگاه شهر طرق بسته است؟

۳-آیا با وجود اینگونه مشکلات جاذبه و دلیلی برای گسترش شهر طرق و جذب مهاجرین و نیروهای متعهد ودلسوز وبازگرداندن آنها به شهر طرق برای ایجاد و انجام فعالیتهای فکری و اقتصادی به وجود می آید.

۴-راستی آمبولانس درمانگاه طرق کجاست و از آن چه استفاده ای می شود.؟ببخشید !!! درمانگاه شهر طرق آمبولانس دارد یا ندارد؟

خلاصه کلام اینکه این راهی نیست که بتوان همشهریان و عزیزان مهاجر را به شهر طرق جذب نمود.والسلام 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

شکوفه های زیبای بادام در شهر طرق

بهاري ديگراز طرق زيبا عكس از ناصر جلاليان

شاید عکس بالا با مطلب پایین ارتباط زیادی نداشته باشد. ولی چون فصل بهار است ممکن است عکس بالا بتواند مطلب را لطیف تر نماید.

در هفته گذشته که ابتدای سال جدید و نو عید مرحوم حاج آقا معلم و مرحومه حاجیه خانم صغرا ملاشریفی اولیا شهید علی اصغر معلم بود به طرق آمدیم . در یکی دوروز اول رفت و آمد فامیل و آشنایان و همسایگان انجام گرفت . این رسمی است که از سالیان گذشته در بین طرقی ها مرسوم بوده که در اول سال جدید خانواده ای که عزیزی را ازدست داده اند در خانه چشم به راه آشنایان و همسایگان و فامیل باقی می مانند. وهمسایگان و آشنایان نیز برای دیدن خانواده عزیز از دست رفته به دیدن آنها رفته و ضمن دیدن عید نوروز یادی نیز از تازه گذشته می نمایند . خانواده داغدیده نیز در ضمن پذیرایی و تشکر از میهمانان قدردانی مینمایند.در مجموع می شود گفته که رسم شایسته و پسندیده ای است.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

سال نو مبارک باد پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 16:37
سلام بر همه شما همیشه لبانتان پر ار لبخند باد. بالاخره سال ۹۲ نیز با همه زیبایی ها و زشتی ها و خوبی ها و بدیهایش رفت و جای خود را به سال ۹۳ تحویل داد. امیدواریم سال ۹۳ برای همه هموطنان سالی پر از شادی ولبریز از لبخند و موفقیت باشد.الهی که به تمامی آرزوهای دلتان برسید. انشاالله که تخم دشمنیها و ناکامی ها برچیده شده وسال شادی و شادمانی برای همه هموطنان عزیز باشد.الهی که در سایه آقا امام زمان (عج)پیروز وموفق باشید.

 

شکوفه های بادام شهر طرق رود را ملاحظه فرمایید.  

بهار زيباي طرق :ازناصر جلاليان

 

عكسهايي از بهار شهر طرق رود جمعه نهم فروردین 1392 18:16   در بهار سال نود و  دو را ببینید.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

بهار نزدیک است اما جای پای زمستان هنوز باقیست. سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 17:53
جای پای زمستان در آخرین روزهای ماه اسپند.

جاي پاي زمستان در اخرين روزهاي اسپند ماه.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

شهر جدید طرق چشم اندازها و امیدهای فردا سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 8:36
مدت زیادی نیست که از تاسیس شهر جدید طرق می گذرد.اما هنوز حال هوای یک شهرستان خیلی کوچک بر آن حکمفرما است. شهر طرق دارای پتانسیل های بالقوه فراوان است . با بالفعل شدن این پتانسیل ها راه  برای پیشرفت و توسعه شهر طرق گشوده خواهد شد.بانگاهی به اهالی طرق رود که به شهر های دیگر مهاجرت کرده یا در حال فعالیتهای اقتصادی می باشند ،خیلی راحت می توان دریافت که در بین آنها افراد فراوانی هستند که دارای مغز فعال اقتصادی بوده و می توانند در سازندگی وتوسعه شهر طرق نقشهای موثر و مهمی ایفا کنند. همچنین افراد تحصیل کرده فراوانی وجود دارند که با یک هماهنگی صحیح با واگذاری نقشهای مختلف و یا دعوت به همکاری آنها وسپردن مسئولیت، می توانند نقش بسیار موثری در توسعه و گسترش شهر داشته باشند. از طرف دیگر عوامل مهم تاریخی ،اقتصادی  دیگری به طور ذاتی در شهر طرق وجود دارد که هر یک به تنهایی می تواند با مدیریت صحیح و کاربری همه جانبه وسر وسامان دادن به آنها سرعت بیشتر به توسعه و آبادانی شهر طرق داد . از جمله این عوامل می توان به معادن سنگ های  طبیعی منطقه ،باغهای میوه و سر درختی ها مانند بادام و گردو ،مزارع زعفران و به اشاره نمود.از عوامل تاریخی آن می توان قلعه طرق را مثال زد که زمینه فراوانی برای جذب گردشگر و فعالیتهای گردشگری برای آن وجود دارد.از جمله ایجاد موزه و کارگاه های مشاغل سنتی مانند گیوه کشی و شیره انگور و ایجاد زمینه بازدید از دهلیزها و چاههای زیر قلعه ،با ایجاد مسیر ورود و نور پرداز مسیرهای زیر چاه سنگی است .  

آسیابهای آبی قدیمی طرقرود که زمانی بخش مهمی از چرخه اقتصادی و لوازم ضروری زندگی مردم بوده اند. واین روزهابه صورت نیمه خراب و مخروبه های باقی مانده اند نیز از دیگر جاذبه ها بالقوه گردشگری طرقرود هستند . از جمله این آسیاب ها می توان به آسیاب آبی دربالا چهار سامون اشاره داشت. شهردار طرق  و میراث فرهنگی برای احیا ئ این اماکن می توانند نقش مهمی را ایفا نمایند. مجموعه آسیاب های آبی نیز برای جذب گردشگران اهمیت ویژه ای دارند.

مجموعه گردشگری رایان  طرق رود هم از جمله عوامل اقتصادی بسیار قابل اهمیت است که در می تواند در جذب گردشگران داخلی و خارجی بسیار مفید باشد .

این مجموعه  در حال حاضر مجموعه ای پنهان وبرای عموم ناشناخته است.ظرفیت این مجموعه بقدری استکه در آینده نزدیک می تواند نه تنها جذب گردشگر از تمامی ایران باشد بلکه می تواند جذب کننده گردشگران خارجی از سر تا سر دنیا باشد.

درامد گردشگری درآمدی سالم و کم دردسر است که وابستگی از مواد تک محصولی را از بین می برد.مسیر اصلی کوهنوردان سراسر ایران برای صعود به قله کرکس از مجموعه رایان طرق رود در قست شمالی کشه می گذرد.این امتیاز بزرگی برای دست اندرکاران این مجموعه است تا بتوانند از این ظرفیت طبیعی به خوبی بهره برداری کنند و درامد بیشتری از این مجموعه کسب شود. یکی دیگر از عوامل طبیعی شهر هوای پاک و تمیز روستا می باشد . آلودگی های محیطی با توجه به افزایش خودروها و کارخانه های صنعتی روز به روز در شهر های بزرگ در حال گسترش بیشتری است . این مسئله باعث می شود که هر روز زندگی در شهرهای بزرگ مانند تهران و اصفهان سخت تر و زیانبار تر می شود .زندگی در شهر طرق با توجه به کوهستانی بودن و تمیزی هوا یکی از ارزشها این شهر و از عوامل جذب نیروهای هجرت کرده و بازگشت آنان به شهر خودشان می باشد.   .................

در این باره بعدا هم صحبت خواهیم کرد..................

  

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

سلام مدتی از شما دور بودیم و دوباره برگشتیم حتما اینروزها مشغول اتاق تکانی و آماده شدن برای عیدنوروز سال ۹۳ هستید. انشاالله که همیشه موفق پیروز باشید. خوب اسفتد ماه درختکاری و آماده شدن برای سال جدیده. بابا گفت که باید سری به طرق بزنه و گفتم باهم میریم و برمی گردیم. چند اصله درخت تهیه کردم . ازجمله یک درخت نارنگی ،یک اصله درخت پرتقال تامسون ،دو اصله درخت خرمالو و یک اصله درخت زردآلو . همانطوریکه اطلاع دارید پدرم به کشاورزی و مخصوصا درختکاری علاقه زیادی داره و از همان موقعی که بازنشست شد به طرق رفت و در هرموقع که وقت داشت به کار درختکاری و کشاورزی پرداخت . آخه بابا اگه کار نکنه احساس میکنه که داره مریض میشه . بلاخره روز شنبه درختها رو توی ماشین گذاشتیم و بعد از اونکه نماز صبح را به جا اوردیم به طرف طرق حرکت کردیم . بابا که راننده بوده در طول سفر اصلا نمی خوابه و مرتب از اینجا و اونجا صحبت می کنه و اجازه نمی ده که راننده خواب آلوده بشه . ماشاالله انقدر صحبت کرد که اصلا متوجه نشدیم کی به طرق رسیدیم. وقتی وارد محله پایین شدیم با کمال تعجب دیدم که خیابان ورودی چقدر وسیع و پهن شده است. تقریبا تمام  دیوارهای باغهای اطراف راه اصلی عقب نشینی کرده بودند و زمینه برای اسفالت راههای اصلی آماده شده است. حتی بعضی از همشهریانی که اصرار زیادی به خراب نشدن دیوارهای باغشان داشتند ،همکاری کرده و دیوارهایشان عقب نشینی شده است. این نوید آنست که سال ۹۳ سال توسعه و پیشرفت شهر طرق باشد. هوا کاملا آفتابی و صاف است. از ورودی شهر طرق تا ورودی باغشوره و داخل محله پایین حتی یک نفر هم مشاهده نشد. به جزچند نفر کارگری که پشت اسار جیر مشغول کار بنایی بودند. وارده باغچه خانه شدیم . بابا بلافاصله شروع به چال برداری برای درختها می کند. تجربه سالهای زیاد کشاورزی این کار را برای او آسان کرده است. اول برای درخت نارنگی وبعد پرتقال و بعد خرمالو ها و بعد هم زردآلو. وقتی کاشت درختها تمام میشود احساس رضایت عمیقی در چهره بابا و من پیدا میشود . باهم صحبت می کنیم و می گوییم معلوم نیست که چند سال بعد این درخت بار بدهد . و معلوم نیست که ما میوه آن را ببینیم یا نه . ولی عیبی ندارد .بالاخره خدا برکت می دهد و در آینده یک کسی از میوه های آن استفاده خواهد کرد. و ناگهان یاد این شعر  می افتم که :  

  دیگران کاشتند ما خوردیم  ما بکاریم و دیگران بخورند.

کار کاشتن درخت و جابجایی چند نهال دیگر تا موقع نماز و نهار طول کشید. بعد از ظهر هم چند ساعتی کارهای خورده کاری را انجام دادیم .بعد به طرف تهران برگشتیم. موقع غروب آفتاب در تهران بودیم. و به این ترتیب روز درختکاری به پایان رسید. موفق باشید.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

راهپیمایی 22 بهمن سال 92 در شهر طرق رود سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 17:51
راهپیمایی 22بهمن امسال نیز مانند سالهای گذشته با شور و شوق فراوان درشهرطرقرود برگزار گردید.

عکس از: فرزانه پی

به گزارش خبرنگار افتخاری وبلاگ از شهر طرق رود، این راهپیمایی درساعت 10صبح در محل گلزار شهدا آغاز و بعد از ادای احترام به پیشگاه شهدای  شهر طرقرود ،از گلزارشهدا به سمت بلوار اصلی شهر ادامه مسیر داده و بعد از آن در سالن اجتماعات شهر گرد آمدند. در اینجا قطعنامه 22بهمن توسط آقای احمد اصغری قرائت گردید.پس از قرائت قطعنامه ، در ادامه برنامه سه سرود توسط گروه سرود  مدرسه دخترانه فاطمه الزهرا و مدرسه ابتدایی شهید بینایی اجرا گردید. سخنرانی و دکلمه و اهدا جوائز از دیگر برنامه های راهپیمایی 22بهمن در شهر طرقرود بود.در راهپیمایی امسال  جمعیتی بالغ بر 400 نفر شرکت داشتند. اطلاعات تکمیلی بعدا تقدیم می شود.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

از خاطرات مادر شهید اصغر معلم در جبهه سومار سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 17:7

از خاطرات مادر شهید اصغر معلم 

در سال 61 بود . در تمام جبهه های دفاع مقدس در گیری باشدت  ادامه داشت. بچه ها یی که به جبهه رفته بودند خیلی دیر به دیر به مرخصی می آمدند. دلمان برای علی اصغر خیلی تنگ شده بود .

 در نامه  یا ارتباط تلفنی به علی اصغر می گفتم مادر دلمان برایت تنگ شده بیا تا لااقل تورا ببینیم جواب میداد می داد مادر وقت برای دیدن زیاد است . انشاالله در فرصت مناسب می آیم مرخصی الان وجودم اینجا ضروریتر  است.

 تصمیم گرفتیم با  حاج آقا معلم برای دیدن علی اصغر به جبهه برویم . آخه مدت زیادی بود که علی اصغر در جبهه بود و به مرخصی نیامده بود . با اتوبوسهای شهری تا شهر کرمانشاه رفتیم. در آنجا با یک ماشین سواری تا پادگان الله اکبر رفتیم و شب را در آنجا ماندیم .صبح روز بعد با یک ماشین نظامی تا نزدیکی نفت شهر رفتیم . جاده ها خاکی و پر پیچ وخم بود وماشین نظامی تکان تکان زیادی داشت و مرتب بالا و پایین می پرید. عشق دیدن فرزند عزیزمان اجازه نمی داد که خستگی به تنمان راه یابد. بلاخره تا نزدیکی خط مقدم رفتیم .در محلی به نام پایگاه شهید بهشتی متوقف شدیم .

 از آن جلوتر نمی شد رفت و برای افراد شخصی خطرناک بود.هر طرف را که نگاه می کردیم سنگر بود وچادر ها و ابزار نظامی . سر تا پای همه رزمندگانی که با آنها برخورد می کردیم ؛ پر از گرد و خا ک بود. بادیدن این رزمندگان خاک آلود برای مدتی علی اصغر را فراموش کردم .در این طرف و آنطرف پایگاه شهید بهشتی، بیمارستان صحرایی و چادر تدارکات و غیره دیده می شد.هر چند دقیقه ای هم غرش هواپیماهای دشمن بالای سرمان شنیده می شد.البته به علت کوهستانی بودن آنها نمی توانستند خیلی مانور کنند.

ما در اینجا با دوستان و همرزمان علی اصغر روبرو شدیم . آنها در عین حال که از دیدن ما خوشحال شدند، از آمدن ما در آنجا تعجب کردند و گفتند چطور شما اینهمه راه را آمده اید.بعد گفتند که علی اصغر الان برای شناسایی  به خط رفته است.امشب باید در اینجا بمانید و میهمان ما باشید،  تا ببنیم که آقا معلم  کی برمیگردد. بعد دوستان و همرزمان علی اصغر مرتب درباره اخلاق و رفتار علی اصغر با ما صحبت می کردند.روحانی پیشنمازپایگاه آنقدر در باره از خود گذشتگی و رفتار علی اصغر صحبت کردند که من و حاج آقا معلم غافلگیر شده بودیم و فقط سکوت می کردیم سکوتی همراه باتعجب .

چیزی نگذشت که آفتاب غروب کرد صدای اذان فضای معنوی عجیبی در پایگاه شهید بهشتی بوجود آورده بود. با دعا و تلاوت قران ، کم کم رزمندگان برای نماز مغرب آماده می شدند. در اینجا چادر بزرگی بود که ازبقیه چادرها مجزا و مشخص بود. این چادر چند کاره بود و   به عنوان نمازخانه هم استفاده می شد.همه رزمندگان بعد از وضو در این چادر جمع شدند و پس از اذان نماز جماعت شروع شد.با توجه به کم نوری برا ی حفاظت در برابر حمله های دشمن ، فضای روحانی ووصف ناشدنی عجیبی به وجود آمده بود . پس از ادای نماز مغرب و عشا دعای کمیل شروع شد . صدای گریه و تزرع  رزمندگان فضای پایگاه شهید بعشتی را پرکرده بود ماهمراه چند تن دیگر از مادران رزمندگان و بانوان پرستار نیز در بخش خواهران به دعا و نیایش پرداختیم. فضای جبهه و حال وروز رزمندگان در حال تزرع طوری بود که من علی اصغر را کاملا فراموش کرده بودم.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

یادش بخیر ۲۲ بهمن سال ۵۸ در طرق ۳۴ سال گذشته است . یاد عزیرانی که در آن سال در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کردند به خیر باشد. وآنانی که هنوز باقی هستند انشاالله که به سلامت باشند ودر گذشتگان را خدا بیامرزد.عزیزانی که با همدیگر همقدم بودیم  درست به خاطر نمی آورم ،اما مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید جلال الدین رفیعی طباطبایی  را  خوب به خاطر می آورم که همراه و در پیشاپیش راهپیمایان حرکت نموده و دیگران را راهنمایی می نمود.  در آن ۲۲ بهمن جمعیت زیادی در راهپیمایی شرکت نمودند و مسیر راهپیمایی از میدان محله بالا شروع شد و پس از طی مسیر به طرف امام زاده حرکت نمودیم . پس از عبور از جاده امامزاده چهار بزرگوار به طرف یحیی آباد ادامه مسیر داده شد. در اطراف یحیی آباد جمعیت بر روی تپه بزرگی گرد آمدیم و قطعنامه مربوط به روز یوم الله ۲۲ بهمن قرائت گردید . پس از قرائت قطعنامه همگی به مرکز طرقرود بازگشتیم و همه اهالی به طرف منازل خود باز گشتند. خاطره دل انگیز آن راهپیمایی برای همیشه در خاطره من باقی است. 
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

بسم رب شهدا و الصدقین

- به مناسبت  بیست و هفتمین سالگرد شهادت سید مهدی رفیعی طباطبایی (فرزند حجت الاسلام و المسلمین حاج سید ضیا ئ الدین رفیعی ظباظبایی) و دیگر شهدای عملیات کربلای 5 در شلمچه .

و آنچه  به یاد دارید از این شهیدان عزیز و گرانقدر و نیست مگر در نگاهشان محبت و درقدمهایشان ایثار و از خود گذشتگی و شجاعت و استقامت ووووو...پس بیایید تا اهداف آنان را ارج نهاده و در مسیر آنها گام برداریم و به یاد داشته باشیم که راه وهدف آنان ره توشه ای است برای ما ماندگان تا راه آنان را ادامه دهیم.

در باره شهید و شهادت همه گفته اند از قرآن کریم ، کلام خدا و ائمه معصوم (ع) تا علما و نویسندگان و ...

و جز ،  الا بذکرالله تطمئن القلوب

همه در جوار رحمت حق باشید انشاالله


 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

جاي پاي زمستان عكس از:زهرا جلاليان
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

چند کلمه دیگر با گویش طرق رود چهارشنبه نهم بهمن 1392 22:5

اَوجاردون     ( AVJARDUN ) جعبه ابزار

زِرِنجلَه       (ZERENJELAA) جیرجیرک

بُحل         ( BOHLL) رطیل

کوکو مَه    ( KUKUMAA) جغد

چِلِسمَه   ( CHELESMAA ) خورد وخوراک غیر اصلی مانند لواشک و چیپس و غیره

بوه بوه بوه (BUH  BUH BUH) وای وای وای   علامت تعجب

گوندوج     (GUNDUOJ   ) جوالدوز

مرنجین    (     (MERENJIN گنجشک

 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

کشکاله چیست؟ سه شنبه هشتم بهمن 1392 9:53
کشکاله بافتح حرف لام در گویش طرق رود نام گیاهی است تابستانه این گیاه معمولا در اواخر فصل بهار می روید ورشد آن تا اواخر تابستان ادامه دارد . این گیاه به آب کمی نیاز دارد و گیاهی  جان سخت است و در صحراها و زمینهای اطراف کوهها می روید. برگهای این گیاه به صورت مستطیل بیضی به رنگ سبز است که در تمام قسمتهای روی برگها رشته های کرکی کوتاهی به ارتفاع حدود نیم سانتی متر پوشیده می شود کناره های برگها معمولا را خارهای نوک تیز به رنگ زرد نارنجی به اندازه حدود دو سانتیمتر فرا گرفته است. در مرکز گلبرگها گلی پایه دار قرار دارد که به شکل یک کره کوچک در بالاترین نقطه این پایه قرار دارد اطراف این گل کره ای را تیغ های نوک تیز فراوانی به صورت منظم و زیبا پوشانیده است که گرفتن و چیدن این گل کره ای را کاملا مشکل می سازد.به نظرمی رسد که این گیاه خوراک خوب و خوشمزه ای برای چهارپایانی نظیر گوسفند و الاغ است. این گیاه در اواسط پاییز کاملا از بین می رود و در اواخر بهار سال بعد دوباره سر از خاک بر می آرد.همانطوریکه گفته شد گل کروی کشکاله دارای تیغهای زیبای زیادی است .باگرفتن و کندن این تیغ ها که کار آسانی نیز نیست به یک کره کوچک در مرکز آن می رسیم که این بخش خوراکی است و طعمی شبیه مغز بادام دارد.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

اگه بدو وات کشکاله چی چیه؟ دوشنبه هفتم بهمن 1392 9:42
کشکاله چی چیه؟
 

 

 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

کولوشنیجک چیست ؟ جمعه چهارم بهمن 1392 20:58
اگه بدوات کولوشنیجک چی چیه؟

برای دیدن معادل کولوش نیجک لطفا ادامه مطلب را ببینید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

آخرین نظرات بینندگان وبلاگ پنجشنبه سوم بهمن 1392 4:18
پنجشنبه 3 بهمن1392 ساعت: 3:22 توسط:امیرحسین
سر زدم 
 وب سایت   ایمیل
زیباییهای زمستانی شهر طرق رود عکس از محسن زینالی

 

چهارشنبه 2 بهمن1392 ساعت: 7:1 توسط:1999
سولام
اگه ابوو اوقذه اکبر آقا معرفیشوکیرید.
 وب سایت   ایمیل
به یاد مادر شهید علی اصغر معلم طرقی


سه شنبه 1 بهمن1392 ساعت: 21:27 توسط:طرق مهد زیبایی
باتشکر وبا توجه به طبع شعری که دارند مناسب است بیشتر بسرایند.
خصوصا به گویش طرقی.
 وب سایت   ایمیل
به یاد مادر شهید علی اصغر معلم طرقی


دوشنبه 30 دی1392 ساعت: 17:2 توسط:حاج سعيد
دمتون گرم كه زبون شيرين طرقي را داريد توسعه مي ديد
 وب سایت   ایمیل
به مناسبت زمستان: شعر باگويش شهر طرق رود


جمعه 27 دی1392 ساعت: 8:52 توسط:...طرقی
چم=چشم
چورا=چراغ
چوراچه=دارکوب
چروا=حیوان(به طور خاص،خر)
چالتی=چاله ای که در زیر کرسی تعبیه در آن آتش وخاکستر ریخته وکرسی را روی آن قرار می دهند.

آق یگ ویش از یگ هفته یه که هامادو سر کار نایه هرکی د واپرسیم این چم و چورا و چوراچه و چاروا و چالتی چی چی یه و چورا اقذه چ داره  . اما اشگی سر بر نیاره. البته ایتا نیشنی خوب یویه این جومله دره  و اون اینکه ازومون درقی ایتا گویش اصیل پارسیه که اقذره یوش حرف چ اینه.ایتا ایتا که وویا کره البته که معنی ش بر ایه  .خوییوم فکروم اکه این ایتا ضرب المثلی یا نزانو شبیه ضرب المثله اما آخرش به نتیجه ای نرسایوو. خوب ببو که خویدو به داد هاما برسسایید . ممنون.
 وب سایت   ایمیل
يكي ديگر از جاذبه هاي گردشگري طرق رود : عمو عبدالله در روستاي طار


پنجشنبه 26 دی1392 ساعت: 19:41 توسط:Admin
خدا رحمتشون کنه و ان شالله با شهدا مشهور گردند .
 وب سایت   ایمیل
مادر گرانقدر شهید علی اصغر معلم طرقی دار فانی را وداع گفت


پنجشنبه 26 دی1392 ساعت: 19:39 توسط:Admin
سلام آقای جلالیان 

خانه در زبان ولوگردی هم کیه خوانده می شود ، اما مادربزرگ را ننجون نمی گویند .
 وب سایت   ایمیل
اين روزها در طرق چه خبر؟


پنجشنبه 26 دی1392 ساعت: 17:2 توسط:ابوالحسنى
سلام اين دو شهيد عزيز عمو زاده همسر بنده هستند از شما هم متشكرم اگر عكس اين عزيزان. را در سايت بگزاريد
 وب سایت   ایمیل
شهيد امير ابوفاضلي
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

زیباییهای زمستانی شهر طرق رود پنجشنبه سوم بهمن 1392 4:3

من و ادم برفی / عکس: محسن زینالی طرقی

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

به یاد مادر شهید علی اصغر معلم طرقی سه شنبه یکم بهمن 1392 11:39

به یاد مرحومه صغرا ملاشریفی

مادر شهید علی اصغر معلم طرقی

 

سروده ای از اکبر ملاشریفی

 

پروانه من، خط تو به رخصار کشیدی   در خواب چو دیدی سوی دلدار پریدی

بشکسته پر و بال منم، نور امیدی            همواره بوده همره من وان تو دمیدی

دردا دل پر خون منش داشت نویدی          تو مونس من بودی چه زود پریدی

افسوس که اندوه و غمم را تو ندیدی         هر آنچه دلت خواست تو کردی و خریدی

دیگر که ندارم من آزرده حمیدی              سوزم به دل و شاکر اویم به نویدی

چون خواسته توبود به خورشید رسیدن      این بود که سریعا تو به فرزند رسیدی

دیگر من ملا یم و اندوه شدیدی               شافع به قیامت تو شوی زانکه مجیدی

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

مادر گرانقدر شهید علی اصغر معلم طرقی سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 22:16
 
 مرحومه صغرا ملاشریفی ده روز قبل از سفر به دنیای باقی به فرزندش گفت که من خواب پدرت را دیده ام . و پدرت در خواب به من گفت چرا به دیدن من نمی آیی؟ بعد از این ماجرا مرحومه همراه فرزند کوچکتر خودبرای زیارت و ادای احترام به همسر خود مرحوم غلامحسین معلم به طرق رود رفتند . هوا بسیار سرد بود و برف بسیاری باریده بود.با این که سفر برای مرحومه مشکل بود با این حال تن به سختیهای سفر داد. پس از سه روز به تهران بازگشتند.امابلافاصله بعداز رسیدن به تهران به بیمارستان خاتم الانبیا رفته و پس از مراجعه به پزشک به علت بیماری ریوی در بیمارستان بستری گردید.پس از چند روز به خاطر مراقبتهای کادر پزشکی وپرستاری بیمارستان ُتقریبا به بهبودی کامل نزدیک گردیده بود وبنا بر نظر پزشک معالج قرار بود که روز سه شنبه ۲۴ دی ماه نود و دو از بیمارستان مرخص گردیده و به خانه باز گردند. در مدت یک هفته بستری بودن ایشان دخترانشان به صورت یکشب در میان در کنار ایشان مانده و به مراقبت پرستاران کمک می کردند.بامداد روز دوشنبه دختر کوچکترشان در کنار مادر در بیمارستان تاصبح مراقب مادر هستند . مادر به خاطر دوران نقاحت دارای خواب منظمی نبوده و مرتب زمان را به صورت خواب و بیداری می گذراند. در عین حال با دختر خود صحبت می کند.: مادر چرا نمی خوابی بگیر بخواب چرا کمی استراحت نمی کنی ؟می بینی که من حالم خوب است ! اصلا نگران من نباش و کمی استراحت کن .

فرزند اظهار میدارد: مادر من نمی توانم بخوابم . شما استراحت کن من هم همینطوریکه اینجا نشسته ام کمی استراحت می کنم.فرزند تا چهار بامداد بیدار است ودر باره موضوعات مختلف زندگی از جمله ترخیص مادر در روز سه شنبه با مادر صحبت می کند . حدود چهار صبح نا گهان ار چرت می پرد و احساس می کند وضع مادر عادی نیست. مادر را صدا می زند که با او صحبت کند . اما مادر پاسخی نمی دهد . فرزند بلافاصله کادر پرستاری را خبر می کند . کادر پرستاری  و پزشکان تمام تلاش خود را برای بازگشت مرحومه بکار می گیرند . اما کار آنها نتیجه ای نداشته و مرحومه دار فانی را وداع گفته وروحش به روح همسر و فرزند شهیدش می پیوندد.

لازم به یادآوری است که  مرحومه صغرا ملاشریفی که به حق فرزند رشید وشریف و کم نظیری راتربیت نموده و فدای انقلاب اسلامی نموده ،بارها در وصیتهای خود ذکر نموده بود که درصورتیکه در تهران از دنیا رفت او را در تهران و نزدیک قطعه شهدا به خاک بسپارند و اگر در طرق یعنی زادگاهش از دنیا رفت او را در همان مکان و درقطعه شهدای طرقرود به خاک سپرده شود. و این موضوع را چندین بار تاکید نموده بود.

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

اين روزها در طرق چه خبر؟ چهارشنبه هجدهم دی 1392 5:24

اين روزها طرق چه خبر؟ :باگويش طرقي

اين روها دَه  دِ چِخبَرَه؟ وَرف هَمَه ياش بِگِرتَه .هر كي ده دِرَ ب‍شيَه جير كرسي و سرما د‍ِ جرات نَكِرَه بَريَه .اين روها  دَه دِ هر يا دِ بِشِه ديم وَرف ها رَدِ پا اَينِه. گاهي  رد پاي آشنا  وو گاهي جي رد پاي غِريبَه. اما اَپيَه جدي و جدي مواظب اين رد پاهاي غريبَه ها بيد. شما كه الان كيَه و زندگيت ول كرده و  بَميَيِه تهرون ، ويرِت وانِشو كه اين روه وهترين روهاي دُزهايه. دُزها ده  دِ آزادند كه هر يا دلشو پيَش بشَند و سر بكيشند. پس وهتره گاه بيگاه  بشه ده و ايتا سر به كيه و زندگي بكيشِه و دوبارَه واگِردِه. قايَم جدي بِگي .مو هر چي شرط بلاغه خوي تو اَواجو  تو ادپيه پند هاگير و  ادپيه ملال.والسلام

رد پا عكس از : زهرا جلاليان

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

گردوي تنها در دل برف هاي طرق رود چهارشنبه هجدهم دی 1392 4:41
 گردو در برف طرق رود از:زهرا جلاليان
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

بازجی زمَسون بَمَه

 يویهِ ویَسون بَمَه

آردها آرگي حيمير كي

نون ها واپَچ تا تُركي

 

آش یَه وا پچ یو کِر نِه

تِهِ دولَه واگِرنِه

 

چه آسمون اَوریَه

نیزیک های گَوریه

 

اَشپیَه که بِوارَه

کار به هاما نِدارَه

 

مشهدی حسن بیکارَه

حَوصله جی نِدارَه

 

یَه ترش دارِه اُخدوو کی

يوز و وايَم ولو كي

 

تُرشالَه ها یو اوو کی

ديَه تل موخدوو كي

 

مجمع جی دیم کرسی

باز جی صودای ارسی

 

اخدوو دم غوروبه

شو نیشینی چه خوبه

 

کرسی دیم کِر ایشتَه

نخ ریسمونش بِریشتَه

 

صودای پاشنَه یه بَر

صلوات بر پیُمبر

 

مهمون بَمَه فورامون

بِشيم كيَه يِه ننجون

 

زِمَسون جی باهارَه

هَمَه يا گل اَوارَ

 


برچسب‌ها: شعر باگويش طرق رود به مناسبت زمستان
نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

اسلام عليك يا امام رضا (ع) چهارشنبه یازدهم دی 1392 22:20
سلام بر تو اي آقا و اي سرور شيعيان عالم .سلام بر تو اي ضامن آهو

درد دردمندان دوا و حاجت همه حاجتمندان روا و بيماران اسلام را شفا عنايت بفرما يا علي ابن موسي الرضاعليه سلام ادركني.

 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |

  انالله وانا الیه راجعون حاج حسین وحیدی در گذشت :

حاج حسین وحیدی از ساکنان باغشوره شهر طرق رود به سوی خدا باز گشت . این مصیبت را به تمامی باز ماندگان از این خانواده معظم تسلیت عرض نموده وبقای عمر بازماندگان را از خداوند متعال خواستاریم.

مراسم تشیع پیکر این عزیز ازدست رفته امروز دوشنبه نهم دی ماه ۹۲ ساعت ۹ صبح از مقابل حسنیه طرقی های مقیم تهران واقع در خیابان شوش شرقی  به طرف زادگاهش شهر طرق برگزار می گردد. 

نوشته شده توسط ناصر جلالیان  | لینک ثابت |